روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٤ - ترجمه
چنان كه خداى تعالى در دگر آيت حكايت كرد از ايشان: قُلْ هَلُمَّ شُهَدٰاءَكُمُ الَّذِينَ يَشْهَدُونَ أَنَّ اللّٰهَ حَرَّمَ هٰذٰا فَإِنْ شَهِدُوا فَلاٰ تَشْهَدْ مَعَهُمْ [١].
قوله: مِنْ دُونِ اللّٰهِ بر قول اوّل، مِنْ دُونِ اللّٰهِ راجع باشد با«شهداء»،و بر اين قول راجع باشد الى قوله:«و ادعوا» [٢]،يعنى اين جهودان را به فرياد خوانيد بدون خداى اگر فريادرسى توانند كردن. إِنْ كُنْتُمْ صٰادِقِينَ ،اگر راست مىگويى در اين دعوى كه كردى كه محمّد از خويشتن مىگويد اين قرآن.
قوله: فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا ،آنگه حقتعالى تهديد كرد كافران را در اين آيت به دوزخ،و خبر داد كه [٣]:معارضۀ قرآن نيارى هرگز،گفت:اگر نكنى،يعنى معارضه [٤]و خود نكنى چه معلوم آن است كه شما را خود آن علم نيست،يا اگر هست در وقت معارضه مصروف شوى از آن علم بر قول آنكه صرفه گويد.
فَاتَّقُوا النّٰارَ الَّتِي ،بترسى از آن آتش.و«نار»، [٥]اسمى علم است دوزخ را،و «لام»،در اين جا تعريف عهد است. وَقُودُهَا النّٰاسُ ،«وقود»،آن باشد كه آتش به او بر افروزند،به فتح و به ضمّ مصدر فعل باشد،و كذلك:الطّهور و الطّهور و الوضوء و الوضوء.گفتند [٦].هيزم اين آتش آدميان باشند.و سنگها،در او دو قول گفتند:يكى آنكه،اين خبر است از عظم شأن آتش دوزخ كه از قوّت به آنجا باشد كه سنگها سوزد،پس بنگر كه با آدمى چه كند-نعوذ باللّه منها.و قولى ديگر آن است كه:مراد به«حجارة»،سنگ كبريت است،چه آتش با او مسرعتر بود [٧]،و اين قول عبد اللّه عبّاس و عبد اللّه مسعود است و جماعتى از صحابه،و بر هر دو قول مبالغت است در وصف دوزخ.
و در خبر مىآيد كه رسول-صلّى اللّه عليه و آله-در وصف دوزخ گفت كه:اين آتش كه شما مىبينى در دنيا جزوى است از هفتاد جزو از آتش دوزخ.و در خبرى
[١] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ١٥٠.
[٢] .اساس و همۀ نسخۀ بدلها:فادعوا،با توجّه به متن قرآن مجيد تصحيح شد.
[٣] .مب:و گفت.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+قرآن.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+نيز.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:گفت.
[٧] .مج،وز:مسرع باشد،آج،لب،فق،مر:مسرع شود،مب:مسروع شود.