روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧١ - ترجمه
عبادۀ صامت روايت كند از رسول-عليه السّلام-كه گفت:بهشت صددرجه است،از درجه تا به درجه [١]صدساله راه است و فردوس از بالاى همه است،چهار جوى ازآنجا فرومىآيد [٢]:يكى از آب،يكى از مى،يكى از شير،يكى از انگبين.
چون از خداى بهشت خواهى،بهشت فردوس خواهى.
و انس مالك روايت كند كه:همانا شما گمان برى كه جويهاى بهشت در اخاديد زمين باشد!آن،بر روى زمين رود،از يك جانبش مرواريد باشد،و از يك جانب ياقوت،و گل او مسك [٣]اذفر باشد.گفتند:اذفر چه باشد؟گفت:خالص [٤]كه با او خلطى نباشد.
مسروق روايت كند از عبد اللّه عبّاس كه او گفت:جويهاى بهشت از زير كوههاى مسك [٥]بيرون مىآيد.
خالد بن معدان،روايت كند كه:تلّهاى [٦]مشك در بهشت بيشتر از ريگهاى دنياست.از عصارۀ آن جويها بيرون مىآيد از شير سپيدتر و از انگبين شيرينتر.بر كنار آن كوههاى مرواريد باشد.
كُلَّمٰا رُزِقُوا مِنْهٰا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً ،هرگه كه ايشان را ازآنجا روزيى دهند.
«رزقوا»،فعلى است مسند با مفعول [٧]،و اين فعل را مجهول گويند،و فعل ما لم يسمّ فاعله گويند.و«من»،تبيين راست.«رزقا»،مفعول دوم«رزقوا»است.
قٰالُوا هٰذَا الَّذِي رُزِقْنٰا مِنْ قَبْلُ ،عبد اللّه عبّاس و عبد اللّه بن مسعود و قتاده و مجاهد گويند: مِنْ قَبْلُ ،يعنى فى الدّنيا.اين آن ميوههاست كه ما را در دنيا دادند، يعنى مثل آن است.و وجه اين تأويل آن باشد كه آنكس كه او طعامى لذيذ كه او را خوش آمده باشد خورده بود،دلش در بند آن بود كه كى باشد كه مثل آن بازيابد.
حقتعالى خبر داد كه:آن ميوهها مانند اين ميوهها بود كه دل شما بدان متعلّق [٨]شده باشد،و اين اختيار محمّد جرير است.
[١] .مب،مر+ديگر.
[٢] .مج،دب،آج،لب،فق،ها:فرود.
[٣] [٥] .همۀ نسخه بدلها:مشك.
[٤] .مب:خالصى.
[٦] .مج،وز:كلّههاى،دب،آج،لب،فق،مر:قلّهها.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:يجز مب،ها:مفعول به.
[٨] .دب،مب،مر:متعلّق.