روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٥ - ترجمه
دادند كه:لا علم لنا،ما را علمى نيست جز آنكه تو آموختى ما را از تسبيح.خداى تعالى گفت:اكنون بدانستى كه نمىدانى،از او بپرسى تا شما را خبر دهد.ايشان درخواستند،خداى تعالى گفت: أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمٰائِهِمْ ،خبر ده ايشان را به نامهاى ايشان.آدم-عليه السّلام-ايشان را خبر داد به نامهاى ايشان و نامهاى چيزها حتّى الهنة و الهنيّة،و اين كنايت باشد از چيزهاى حقير.خداى تعالى گفت:استحقاق آدم خلافت را معلوم شد شما را كه فريشتگانى.گفتند:آرى!اى خداى ما! گفت:همه سجده كنيد او را سجدۀ تعظيم و توقير،همه فريشتگان سجده كردند،و ابليس در ميان ايشان بود،او سجده نكرد.خداى تعالى او را گفت:چرا سجده نكردى او را؟گفت:براى آنكه من از او بهترم.گفت:چرا بهترى؟گفت:
براى آنكه تو مرا از آتش آفريدهاى و او را از خاك.خداى تعالى او را براند و بر او لعنت كرد،و از صفّ فريشتگان بيفگند او را،و در آسمانش رها كرد [١].
آنگه فريشتگان را فرمود تا منبر آدم بر گرفتند و او را در هفت آسمان بگردانيد تا عجايب هفت آسمان بديد به مقدار صد سال،آنگه اسپى از مشك اذفر بيافريد،و او را دو پر داد از دو [٢]مرجان،و فرمود آدم را تا برآن نشست و در آسمانها مىگرديد و بر افواج فريشتگان سلام مىكرد و مىگفت [٣]:السّلام عليكم و رحمة اللّه [٤]يا ملائكة اللّه!ايشان در جواب مىگفتند:و عليك السّلام و رحمة اللّه و بركاته يا خليفة اللّه! خداى تعالى گفت آدم را:من اين سلام [٥]،تحيّت تو و فرزندان تو كردم تا به قيامت.
و رسول ما-صلّى اللّه عليه و آله-گفت:
السّلام تحيّة لملّتنا و امان لذمّتنا. و در خبرى آمد كه:اين پيش از آن بود كه او را بر منبر فرستاد و بر فريشتگان عرضه كرد و امتحان فريشتگان فرمود [٦]-و اللّه اعلم.
قٰالُوا سُبْحٰانَكَ لاٰ عِلْمَ لَنٰا ،فريشتگان گفتند:سبحانك،يعنى نسبّحك [٧].و «سبحان»،مصدر است،مضاف با مفعول،چنان كه:وعد اللّه و كتاب اللّه مصدر
[١] .مج،دب،آج،لب،فق،وز:رها نكرد،مب،مر:نگذاشت.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:درّ و.
[٣] .مب:و وى را افواج فرشتگان سلام كردند و مىگفتند.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+و بركاته.
[٥] .مب،مر+را.
[٦] .همۀ نسخه بدلها+او را.
[٧] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:تسبيحك.