روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١٧ - ترجمه
آل محمّد صلوات فرستى.گفت:محمّد كه باشد؟گفتند:آخر پيغامبران از فرزندان تو[٦١-ر]،و اگر نه براى او [١]بودى تو را نيافريدندى.
پس فريشتگان خواستند تا علم آدم امتحان كنند،گفتند:يا آدم!اين كيست؟ گفت:امرأة،زنى است.گفتند:چه نام است اين را؟گفت:حوّا.گفتند:چرا حوّا خوانند اين را؟گفت:لأنّها خلقت من حىّ،براى آنكه اين را از حيّى [٢]آفريد.
گفتند:چرا آفريد اين را؟گفت:تا ما را به يكديگر سكون باشد.
و در خبر است كه رسول-عليه السّلام-گفت:خداى تعالى زنان را از استخوان [٣]پهلو آفريد،و آن كژ [٤]باشد،اگر خواهى تا راست باز كنى بشكنى،و اگر استمتاع كنى بدو در او كژى باشد،و ظاهر قرآن بر اين است،في قوله تعالى: هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وٰاحِدَةٍ وَ جَعَلَ [٥]مِنْهٰا زَوْجَهٰا [٦]... ،و«منها»،راجع است با نفس آدم.
و در [٧]احكام اميرالمؤمنين -عليه السّلام-مىآيد كه:يك روز شريح قاضى كه حاكم بود از قبل اميرالمؤمنين -عليه السّلام-به حكم نشسته بود،مردى و زنى به نزد او در آمدند و گفتند:ما را بر تو مسألهاى است،و لكن به خلوت شايد گفتن:شريح فرمود تا جاى [٨]خالى كردند،آنگه اين مرد گفت:اين زن دختر عمّ من است و حلال من است،لها ما للرّجال و ما للنّساء،هم آلت مردان دارد و هم آلت زنان،اكنون چه گويى؟او مرد است يا زن؟گفت:بول به كدام آلت مىكند؟زن گفت:به هر دو.
گفت:از كدام آغاز زودتر بود؟گفت:هر دو به يك جاى [٩].گفت:از كدام زودتر منقطع شود؟گفت:به يك جا.گفت:شهوتش به كدام باشد؟گفت:به هر دو،تا آن حدّ [١٠]كه مرا از اين شوهر فرزندى است،و من كنيزكى دارم،از او نيز فرزندى دارم.
[١] .مر:نه سبب وجود او.
[٢] .مر:زنده.
[٣] .مج،دب:استخان.
[٤] .مر:كج.
[٥] .اساس و همۀ نسخه بدلها:خلق،به قياس با متن قرآن مجيد،تصحيح شد.
[٦] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ١٨٩.
[٧] .مب:شريح در.
[٨] .دب،مب:جايى.
[٩] .مب،مر:يكبار.
[١٠] .مج،فق:تا از حدّى،آج،لب:تا آن حدّى.