روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٣ - ترجمه
انّ جنبي عن الفراش لنابي [١]
كتجافي الأسرّ [٢]فوق الظّراب
وجه سيم آن است كه:«نبي»طريق روشن باشد براى آنكه خلق به او مهتدى شوند چنان كه به راه راست،و اين قول كسائى است و بر اين حجّت انگيخت [به قول شاعر] [٣]:
لأصبح رتما دقاق الحصا
مكان النّبىّ من الكاثب
و قوله:«بغير الحقّ»،دليل نكند بر آنكه كشتن ايشان بر وجهى بود كه حق باشد،مراد آن است كه كشتن پيغامبران جز به ناحق نباشد،چه اين دليل الخطاب باشد،و دليل الخطاب به نزديك بيشتر اهل علم باطل است،و اين را امثله بسيار است، بعضى [٤]گفته شد پيش از اين،و گفتهاند:مراد آن است كه بقوله:«بغير الحقّ»يعنى بلا جرم،بىگناهى و چيزى كه به علّت توان كردن،پيغامبران را [٥]مىكشتند.در خبر مىآيد كه:جهودان در يك روز هفتاد پيغامبر را بكشتند در بازار بامداد،و نماز ديگر هم در آن بازار تره مىفروختند.
ذٰلِكَ بِمٰا عَصَوْا ،«ما»مصدريّه است،معنى آن است كه:ذلك بعصيانهم،و عصيان مخالفت امر[٩٣-پ]به [٦]ارادت باشد. وَ كٰانُوا يَعْتَدُونَ ،اى يتجاوزون حدود اللّه،اين به ايشان براى آن است كه ايشان فرمانهاى مرا مخالفت كردند و از حدّهاى من تعدّى كردند.و اعتداء،اسراف و ظلم و تجاوز حدّ و قدر باشد،و او هم در محلّ مصدر است عطفا على قوله:«بما عصوا».
قوله: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا [٧]،كلام در ايمان و حقيقت او در آيات مقدّم برفت.قوله:
وَ الَّذِينَ هٰادُوا ،در معنى و اصل و اشتقاق او خلاف كردند:
«هادوا»جهود شدند.و ابو عبيده [٨]گفت:معنى«هادوا»اى تابوا من عبادة العجل،از گوساله پرستيدن توبه كردند،من قوله: إِنّٰا هُدْنٰا إِلَيْكَ [٩]... ،اى تبنا،
[١] .لنابي/لناب.
[٢] .اساس:الأسير،به قياس با نسخۀ وز،و با توجّه به مأخذ شعرى تصحيح شد.
[٣] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[٤] .اساس:به صورت«يعنى»هم خوانده مىشود.
[٥] .مب+بىسببى.
[٦] .دب،آج،لب،فق،مر:و يا.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:تمام آيه را در اين جا نقل كردهاند.
[٨] .آج،لب،فق:ابو عبيد.
[٩] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ١٥٦.