روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٠ - ترجمه
وَ اللَّيْلِ إِذٰا يَسْرِ [١] ،براى سر آيت تا ملايم بود ذكر اسجاع آيات را،و«رهبت»،خوف باشد و ضدّ او در عبارت رغبت بود.حقتعالى مىگويد:از من بترسى به كردن چيزى كه مستحقّ عقوبت من شوى،و بيان كرديم كه معنى آن است كه:از عقاب من بترسى.
وَ آمِنُوا ،امر است ايشان را. بِمٰا أَنْزَلْتُ ،«ما»موصوله است،به آنچه من فروفرستادم ،يعنى قرآن. مُصَدِّقاً ،راستدارنده،نصب او بر حال است. لِمٰا مَعَكُمْ ، مراد كتب اوايل [٢]است از تورات و انجيل.حقتعالى ايشان را ترغيب مىافگند در ايمان آوردن به قرآن،چه قرآن مصدّق كتب ايشان است،و كتب ايشان مصدّق قرآن است،اگر بگويند و پنهان بازنكنند [٣].
و انزال و تنزيل،نقل بود از جهت علو به جهت سفل،و در آيت دليل است بر حدوث قرآن،چه آنكه منزل باشد قديم نبود،[٦٩-پ]و نزول بر قديم روا نباشد. وَ لاٰ تَكُونُوا أَوَّلَ كٰافِرٍ بِهِ ،درست آن است كه«ها»،كنايت از قرآن است،و اين قول ابن جريج است.
و ابو العاليه گفت:كنايت است از رسول-عليه السّلام-و اصمّ گفت:مراد كتاب ايشان است،يعنى به محمّد كافر مىشوى [٤]كه ذكر او در كتابهاى شماست! كفر به او كفر به كتابهاى شما باشد.
اگر گويند،چرا گفت: أَوَّلَ كٰافِرٍ در [٥]لفظ واحد،و در صدر آيت خطاب با جماعتى است؟جواب فرّاء و اخفش گفتند:اگرچه ظاهر اسم است بر مذهب فعل رانده است آن را،تقدير چنين است كه:اوّل من كفر،و فعل را تثنيه و جمع نكنند.
و مبرّد مىگويد وجه آن است [٦]: أَوَّلَ كٰافِرٍ را صفت موصوفى تقدير بايد كردن كه در لفظ واحد بود در معنى جمع،چنان كه اوّل حزب او قبيل او رهط كافر،چنان كه شاعر گفت:
و اذا هم طعموا فألأم طاعم
و اذا هم جاعوا فشرّ جياع
[١] .سورۀ فجر(٨٩)آيۀ ٤.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج،وز:اوّلى.
[٣] .مج،وز:بازنگويند.
[٤] .كذا:در اساس،مج،مب،مر:مشويد،دب،آج،لب،فق،وز:مشوى/مشويد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:بر.
[٦] .همۀ نسخه بدلها+كه.