روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٦ - ترجمه
دم بزند،دريا را مدّ باشد،چون دم بازگيرد،جزر باشد،قوائم گاو [١]را جاى قرار نبود، سنگى بيافريد كه ستبرى او چند هفت بار هفت آسمان و هفت زمين.قوائم گاو [٢]بر او قرار گرفت،و آن آن سنگ است كه لقمان مىگويد پسرش را در وصيّت [٣]: يٰا بُنَيَّ إِنَّهٰا إِنْ تَكُ مِثْقٰالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَكُنْ فِي صَخْرَةٍ [٤].و گفتهاند:اين آخر سخنى بود كه لقمان گفت در حكمت و وصيّت.
سنگ را جاى قرار نبود،خداى تعالى ماهىاى بيافريد،و آن آن است كه قسم به او ياد كرد فى قوله: ن وَ الْقَلَمِ وَ مٰا يَسْطُرُونَ [٥]،آن سنگ بر پشت آن ماهى نهاد،و جمله تن او خالى است،و ماهى بر آب است،و آب بر باد،و باد بر قدرت بارى -جلّ اسمه.
كعب الاحبار گفت:يك روز ابليس بيامد و اين ماهى را گفت:هيچ دانى كه بر پشت تو از زمينها و كوهها و حيوانات چه نهاده است؟اگر خويشتن بجنبانى همه ريخته شوند [٦].ماهى همّت كرد كه چنان كند.خداى تعالى جانورى را بفرستاد تا در بينى آن ماهى شد و او را برنجانيد [٧]سخت.او در خداى بناليد.خداى تعالى فرمان داد تا آن جانور بيرون آمد و برابر حوت نشست،هرگه كه همّت كند بهمانند آن در او نگرد،نيارد كردن.آنگه زمين مانندۀ كشتى بر سر آب مىبجنبيد.خداى تعالى،كوهها را بيافريد و به ميخ زمين كرد تا دوخته شد،چنان كه گفت: وَ الْجِبٰالَ أَوْتٰاداً [٨]، وَ أَلْقىٰ فِي الْأَرْضِ رَوٰاسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ [٩].
و كوهى عظيم بيافريد،محيط به گرد همه عالم از زمرّد سبز،آن را قاف گويند،و آن آن است كه خداى تعالى به او قسم كرد، ق وَ الْقُرْآنِ الْمَجِيدِ [١٠].
وهب [١١]منبّه گويد:ذو القرنين به آنجا رسيد و كوه قاف ديد و پيرامن او بسيار
[١] [٢] .مج،لب،فق،مب:گاف/گاو.
[٣] .آج،لب،فق،مب،مر+لقوله.
[٤] .سورۀ لقمان(٣١)آيۀ ١٦.
[٥] .سورۀ قلم(٦٨)آيۀ ١.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:بجز مج،وز:شود.
[٧] .آج،لب،فق،مب:بجنبانيد.
[٨] .سورۀ نبأ(٧٨)آيۀ ٧.
[٩] .سورۀ نحل(١٦)آيۀ ١٥.
[١٠] .سورۀ ق(٥٠)آيۀ ١.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:وهب بن منبّه.