روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٨ - ترجمه
و فرستادن في قوله: فَبَعَثَ اللّٰهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ [١]،و به معنى نصب كردن في قوله: وَ بَعَثْنٰا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً [٢]... ،و به معنى الهام في قوله: فَبَعَثَ اللّٰهُ غُرٰاباً يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ [٣]... ،پس قديم تعالى چون لفظى مشترك گفت:آن را به قرينه بيان كرد تا بدانند كه اين بعث در آيت از اين معانى به چه معنى است،بقوله [٤]: مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ ،يعنى زنده كرديم شما را از پس مرگتان.پس صاعقۀ ايشان به قرينۀ «بعثناكم»مرگ است،و صعق موسى به قرينۀ فَلَمّٰا أَفٰاقَ [٥]،بىهوشى است تا بدانند كه حال موسى در اين باب مخالف حال ايشان بود.و موت بر مذهب درست معنى نيست،بل مرجع او به انتفاء حيات است،و اگر معنى بودى ضدّ حيات بودى.
لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ .لكى تشكروا [٦]،تا شكر كنى.و كلام در«لعلّ»كه از قديم تعالى بود برفت،و از وجوه لعلّ يكى«كى»است،چنان كه قائل گويد:ايت السّوق [٧]لعلّك تشتري شيئا،اى لكى تشتري شيئا،و اصل او ترجّي بود.
وَ ظَلَّلْنٰا عَلَيْكُمُ الْغَمٰامَ ،اللّه تعالى در اين آيات نعمتها [٨]كه بر بنى اسرايل كرد مىشمارد و ياد ايشان مىدهد،نعمت از پس نعمت تا در شكر او بيفزايند و[٨٨-پ] و كفران نكنند،ما سايهبان كرديم بر شما ابر را،و اين آنگاه بود كه ايشان در تيه بودند-و سبب شدن ايشان در تيه در جاى خود بيايد-چون در تيه مىگشتند-و آن بيابانى بود ساده،هيچ سايه و كنّى نبود،گرماى آفتاب ايشان را مىرنجانيد،در موسى بناليدند.موسى از خداى تعالى درخواست تا سايهاى دهد ايشان را.حقتعالى ابرى بفرستاد سپيد [٩]تنك كه در او باران نبود،و با او نسيمى و بادى خوش بود.
چون به سايۀ او برآسودند،گفتند:يا موسى!كار گرما كفايت شد،ما طعام از كجا آريم؟حقتعالى فرمان داد تا آن ابر به جاى باران،منّ و سلوى بباريد
[١] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢١٣.
[٢] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ١٢.
[٣] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ٣١.
[٤] .مج،دب،مر:و قوله،آج،لب،فق،وز:فى قوله.
[٥] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ١٤٣.
[٦] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:تشكرون.
[٧] .دب،آج،لب،فق،مر:الشوق.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:نعمتهايى.
[٩] .مج،دب،وز،مر:اسپيد.