روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٦ - ترجمه
موسى به نزديك قوم آمد،ايشان را گفت:شنيدى كلام خداى [١]؟گفتند:ما كلامى شنيديم جز كه ندانيم كه كلام خداى بود يا كلام شيطان!ما تو را [٢]باور نداريم با آنكه آن كلام خداى بود،تا خداى را معاينه و آشكارا ببينيم.چون اين سخن بگفتند، آتشى عظيم از آسمان بيامد و همه را بسوخت.
وهب منبّه گويد:خداى تعالى جماعتى فريشتگان را فرستاد تا بانگ بر ايشان زدند [٣]،جمله بمردند [٤].«جهر»،نقيض سرّ باشد،و اصل او كشف بود.و خاك از چاه بر آوردن را جهر گويند،شاعر گويد:
يجهر افواه المياه السّدم
و نصب او بر صفت مصدرى بود محذوف،و تقدير چنين بود كه:نرى اللّه رؤية جهرة،و شايد كه در جاى حال باشد،و تقدير چنين بود كه:مجاهرا،چنان كه گفت: قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مٰاؤُكُمْ غَوْراً [٥]... ،اى غائرا.
و در آيت دليل است بر بطلان قول آنان كه گفتند:سؤال رؤيت موسى كرد و از خود گفت،چه خداى تعالى به صريح [٦]لفظ حوالت سؤال رؤيت با ايشان كرد كه، حَتّٰى نَرَى اللّٰهَ جَهْرَةً .و دگر آنكه:صاعقه كه از آسمان بيامد بر ايشان افتاد، موسى-عليه السّلام-مسلّم بود از آن،اگر موسى [٧]خواسته بودى،اوّل صاعقه به موسى رسيدى.دگر آنكه،خداى تعالى در ديگر آيت چنين فرمود: يَسْئَلُكَ أَهْلُ الْكِتٰابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتٰاباً مِنَ السَّمٰاءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسىٰ أَكْبَرَ مِنْ ذٰلِكَ فَقٰالُوا أَرِنَا اللّٰهَ جَهْرَةً [٨]... ،دگر آنكه،از موسى-عليه السّلام-حكايت چنين كرد كه: أَ تُهْلِكُنٰا بِمٰا فَعَلَ السُّفَهٰاءُ مِنّٰا [٩]... ،پس موسى[٨٨-ر]-عليه السّلام-دعا كرد تا خداى تعالى ايشان را زنده كرد تا بازآمدند و بنى اسرايل را خبر دادند.و در شاذّ خواندهاند:
[١] .همۀ نسخه بدلها+ايشان.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:«تو را»ندارد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:زد.
[٤] .چاپ شعرانى(١٩٦/١)+ حَتّٰى نَرَى اللّٰهَ جَهْرَةً .
[٥] .سورۀ ملك(٦٧)آيۀ ٣٠.
[٦] .دب:به تصريح،ديگر نسخه بدلها،بجز مج،وز:تصريح.
[٧] .چاپ شعرانى(١٩٦/١)+رؤيت.
[٨] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ١٥٣.
[٩] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ١٥٥.