روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٥ - ترجمه
بر اين بنا گويند. اَلرَّحِيمُ ،بخشاينده است بر خلقان.و ذكر رحيم عقيب لفظ توّاب دليل مىكند كه خداى تعالى به قبول توبه از بندگان متفضّل است،چه لفظ رحمت در جاى وجوب به كار ندارند.
وَ إِذْ قُلْتُمْ يٰا مُوسىٰ لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ ،و ياد كنى [١]چون نيز گفتى ما تو را به راست نداريم و بنگرويم به تو تا خداى را آشكارا ببينيم.
و سبب اين آن بود كه،خداى تعالى موسى را فرمود كه:دگر نوبت كه به مناجات آيى،جماعتى را از بنى اسرايل با خود بيار تا عذر گناهى [٢]كه كردهاند [٨٧-پ]از عبادت عجل بخواهند.موسى-عليه السّلام-هفتاد كس را برگزيد از خيار بنى اسرايل،و ايشان را فرمود تا روزه گرفتند و غسل كردند و جامهها بشستند.موسى -عليه السّلام-ايشان را به كوه طور برد به ميقات خداى-جلّ جلاله.چون بدان جا رسيدند،موسى را گفتند:از خداى در خواه تا كلام خود ما را بشنواند.
موسى-عليه السّلام-بر كوه شد و ايشان براثر او،ابرى بر آمد و ايشان را و كوه را بپوشيد.موسى گفت:پيش آيى [٣].حقتعالى حجابى پيدا كرد از ميان ايشان و موسى،براى آنكه چون خداى تعالى با موسى سخن گفتى نورى از روى او بتافتى چنان كه كس طاقت آن نداشتى [٤].موسى در اندرون حجاب شد و ايشان بيرون حجاب بايستادند،حقتعالى با موسى سخن گفت به امرونهى و وعظ و زجر،ايشان چون كلام خداى بشنيدند،به روى در آمدند و به سجده شدند.پس خداى تعالى گفت چنان كه ايشان مىشنيدند:
اني انا الله لا اله الا انا ذو بكة اخرجتكم من ارض مصر فاعبدوني و لا تعبدوا غيري ،من خدايىام كه جز من خداى نيست، خداوند بكّهام [٥]،يعنى زمين كعبه،شما را از زمين مصر بيرون آوردم،مرا پرستى و جز مرا مپرستى.
چون موسى-عليه السّلام-از مناجات فارغ شد،و آن ابر برفت و كوه روشن شد،
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز مب،مر:ياد كن.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:گناه.
[٣] .آيى/آييد.
[٤] .مج،دب،آج،لب،فق،وز:طاقت نداشتى در او نگريدن.
[٥] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:مكّهام.