روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٨ - ترجمه
قوله تعالى: غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لاَ الضّٰالِّينَ ،«غير»در اين جا صفت است.و«غير»هم صفت باشد و هم استثناء،و اين جا صفت«الّذين»است و شايد تا به تكرير عامل باشد،تقدير چنين باشد:صراط غير المغضوب.و«الّذين»،اگرچه معرفت [١]است و«غير»نكره است،براى آنكه نه معرفتى [٢]است مستقلّ بنفسه فى التّعريف و محتاج است به صفت،چنان كه اسم نكره [٣]به صفت بعضى تعريف و تخصيص در او شود.پس پندارى كه صله و موصول را به مثابۀ صفت و موصوف كردند،از اين جا روا مىدارند:لا أجلس الّا الى العالم غير الجاهل،و:مررت بالّذي قام غير الّذي قعد،و روا نمىدارند:مررت بزيد غير الظّريف.
و در شاذّ به نصب«غير»خواندهاند.و خليل احمد از حمزه روايت كند:
«غير»،به نصب،و در وجهش دو قول گفتهاند:يكى حال و يكى استثناء.
و وجهى ديگر روا بود كه صفت ضمير [٤]مجرور باشد در«عليهم»،كه اگرچه ضمير مجرور است،در محلّ نصب است بوقوع الفعل عليه [٥]و هو النّعمة.و آنكه استثناء گويد،لا بدّ منقطع تواند گفت [٦]،براى آنكه«مغضوب عليهم»،نه از جنس منعم عليهم باشد،چنان كه گويند:ما بالدّار أحد الّا حمارا،و كما قال:
و ما بالرّبع من
[٧]
أحد إلاّ أوارىّ
و اين در جاى خود به شرح بيايد-انشاءاللّه تعالى.
و معنى«غضب»ارادت مضرّت و عقاب باشد به غيرى از خداى تعالى.و در لغت،ضدّ«رضا»بود،و رضا ارادت خير و ثواب بود،و هر دو از باب ارادت بود.
و قول آنكس كه گفت:«غضب»تغيّر حال غضبان باشد درست نيست،براى آنكه خداى تعالى غضب به خود حوالت كرد،في قوله تعالى: وَ غَضِبَ اللّٰهُ عَلَيْهِمْ [٨]...،
[١] .آج،لب،فق:معرفه.
[٢] .مب،مر:معرفه.
[٣] .مج،دب،آج،لب،فق،وز+كه.
[٤] .مر+غير.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:عليهم.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:گفتن.
[٧] .اساس:ما بالدّار،به قياس با نسخه مج و اتّفاق ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد،اصل شعر در تبيان(٤٤/١) چنين است: وقفت فيها اصيلا لا اسائلها اعيت جوابا و ما بالرّبع من احد الا اوارىّ لأيا ما ابيّنها و النّؤى كالحوض بالمظلومة الجلد
[٨] .سورۀ فتح(٤٨)آيۀ ٦.