روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٧ - ترجمه
مختلف نشود و آن فعلى چند مخصوص بود،چون:بلغ و نال و اصاب و ادرك و تلقّى تقول:بلغنى كذا او بلغته،و نالني كذا و نلته،و اصابني خير و أصبته،و ادركنى الشّىء و ادركته،و تلقّاني فلان و تلقّيته،و از اينجاست قرائت عبد اللّه مسعود،في قوله: لا ينال عهدى الظالمون [١]،چنان كه،«عهد»،مفعول به باشد،و«ظالمون» فاعل باشد.
«كلمات»،جمع كلمة باشد،و حدّ كلمه هر لفظى باشد كه دليل معنى كند به وضع [٢]،و عرب كلمه گويند و قصيده خواهند،و نيز خطبه خواهند،يقولون:قال زهير في كلمته،و قسّ في كلمته،اى قصيدته و خطبته.
خلاف كردند در اين كلمات.حسن بصرى و مجاهد و قتاده و ابن زيد گفتند:
كلمات اين بود: رَبَّنٰا ظَلَمْنٰا أَنْفُسَنٰا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنٰا وَ تَرْحَمْنٰا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخٰاسِرِينَ [٣].
و محمّد بن كعب القرظىّ گفت،كلمات اين بود كه گفتند:اللّهمّ لا اله الّا انت سبحانك و بحمدك ربّ انّي ظلمت نفسي فاغفر لي انّك انت خير الغافرين،اللّهمّ لا اله الّا انت سبحانك و بحمدك ربّ انّي ظلمت نفسي فتب علىّ انّك انت التّوّاب الرّحيم.
عبد اللّه عبّاس گفت،كلمات اين بود كه گفت:بار خدايا نه مرا تو آفريدى به دست قدرت؟گفت:بلى.گفت:بار خدايا نه روح در من دميدى؟گفت:بلى.
گفت:بار خدايا!نه رحمت تو سبق برده است خشم تو را؟گفت:بلى.گفت:بار خدايا!نه تو مرا در بهشت نشاندى؟گفت:بلى.گفت:بار خدايا!چرا مرا ازآنجا بيرون كردى؟گفت:به شوم [٤]معصيت تو.گفت:بار خدايا!اگر [٥]توبه كنم مرا به آنجا برى؟گفت:بلى.گفت:يا رب توبه كردم،كلمات اين بود.
عبيد بن عمير گفت،كلمات اين بود كه گفت:بار خدايا!اين كه من كردم از بر خود كردم يا به قضا و قدر تو كردم؟خداى تعالى گفت:لا بل به قضا و قدر من
[١] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٢٤.
[٢] .دب+مفرد.
[٣] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ٢٣.
[٤] .مج،وز:شومى.
[٥] .مج،آج،لب،فق،وز:كه.