روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٥ - ترجمه
وَ الصّٰابِئِينَ ،اهل مدينه«صابين»خواندند بىهمز [١]،و باقى قرّاء به همز [٢]خواندند،و اصل او من صبا يصبو اذا مال و خرج من دين الى دين،و به همز [٣]هم اين معنى دارد،و اصبأ [٤]لغة في صبأ،قال الشّاعر:
اذا صبأت هوادى الخيل عنها
حسبت بنحرها شرق العبير
علما خلاف كردند در آنكه ايشان كه بودند و دين ايشان چه بود:
سدّى گفت:ايشان قومىاند از اهل كتاب و ذبايح ايشان ذبايح اهل كتاب بود.
عبد اللّه عبّاس گفت:ذبايح ايشان حلال نباشد و با ايشان مناكحت نشايد كردن.مجاهد گفت:ايشان اهل كتاب نيند [٥]،بل قبيلهاىاند از شام ميان گبركى و جهودى،ايشان را دينى نيست،و اين مذهب ابو حنيفه است[٩٤-ر].
قتاده و مقاتل گفتند:قومىاند كه به خداى تعالى مقرّاند،فريشتگان را پرستند و زبور خوانند و نماز كنند به جانب كعبه،و از هر دينى چيزى گرفتهاند.
كلبى گفت:جماعتىاند ميان جهودى و ترسايى [٦]ميان سر بتراشند و خود را خصىّ بكنند.
ابن زيد گفت:قومىاند در جزيره موصل،لاالهالاّاللّه گويند و به رسولان خداى ايمان ندارند،براى اين مشركان عهد رسول،مصطفى را-عليه السّلام-و صحابۀ [٧]او را صابى خواندند تشبيه به ايشان،و قومى گفتند:براى آنشان [٨]صابى خواندند كه ايشان از دين جاهليّت به دين مسلمانى شدند [٩].
مَنْ آمَنَ بِاللّٰهِ ،سؤال كردند و گفتند:«من آمن باللّه»يا راجع است به«انّ الّذين آمنوا»،يا به آنچه از پس اوست.اگر راجع است با اوّل،مؤمن چگونه ايمان آرد [١٠]؟و اگر راجع بود با دگر اصناف از جهودان و ترسايان و صابيان،به چه دليل