روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٨ - ترجمه
است،چنان كه گفت: وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللّٰهِ لاٰ تُحْصُوهٰا [١].
و قولى ديگر آن است كه:نعمت آن است كه در اين آيات از پس اين خواهد- آمدن تفصيل آن،از نجات ايشان از آل فرعون و نجات ايشان از غرق و هلاك آل فرعون،و آن انواع نعمت كه بر پدران ايشان كرد در تيه،و قصّۀ آن بيايد در جاى [٢]خود.و اين روايت هشام است از عبد اللّه عبّاس.
و ابو العاليه گفت:مراد به نعمت اين جا آن است كه در آيت ديگر گفت:
اُذْكُرُوا نِعْمَتَ اللّٰهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنْبِيٰاءَ وَ جَعَلَكُمْ مُلُوكاً وَ آتٰاكُمْ مٰا لَمْ يُؤْتِ أَحَداً مِنَ الْعٰالَمِينَ [٣] ،خداى تعالى ايشان را اين [٤]نعمتها ياد داد براى دو كار را:
يكى آنكه در اين جمله نعمتها،بعضى آن است كه تصديق رسول-عليه السّلام-در آن است،چون تورات و انجيل و زبور و كتابهاى منزل بر پيغامبران ايشان.پس در جمله اين نعمتها بعضى آن است كه متضمّن است به وجوب تصديق پيغامبر ما -عليه السّلام-و اين قول اصمّ است.
دوم آنكه كثرت نعم ايجاب عظم معصيت كند در كفران او.
امّا نعمت بر آباء از كجا نعمت بر فرزندان بود از دو وجه باشد:يكى آنكه اگر آن نعمت نفرمودى ايشان نماندندى،اينان حاصل نشدندى.دگر آنكه:در جمله اين نعمتها بعضى آن است كه در در تشريف [٥]و تفضيل دارد،و تشريف پدران تفضيل فرزندان بود در وقت مفاخرت.
قوله تعالى: وَ أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ ،يقال:وفى بعهده و اوفى لغتان،و اوفى على كذا،اى اشرف عليه،و اوفى على كذا اى زاد عليه،و اوفى عليه حقّه،و وفاه اى اعطاه تامّا وافيا،و شاعر مىگويد فى الجمع بين اللّغتين.
امّا ابن عوف فقد اوفى بذمّته
كما وفى بقلاص النّجم حاديها
[٦٩-ر]و مراد به عهد آن عهد است كه خداى تعالى برايشان هاگرفت در كتب ايشان كه اوامر خداى تعالى كار بندند [٦]و از مناهى اجتناب كنند و تحريف
[١] .سورۀ نحل(١٦)آيۀ ١٨.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز مب:به جاى.
[٣] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ٢٠.
[٤] .دب:از.
[٥] .كذا:در اساس،مج:كه در تشريف،ديگر نسخه بدلها:كه تشريف.
[٦] .مج،دب:كار بندد.