روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٠ - ترجمه
مردى كه آتشى [١]بر افروزد و بدان منتفع شود و پيرامن خود ببيند و ايمن گردد از آنچه خائف باشد،پس ناگاه [٢]آتش او بميرد و او در تاريكى بماند خائف و مقرور [٣]و متحيّر،همچونين است حال منافقان [٤]،اظهار كلمۀ ايمان كردند و به عزّ اظهار [٥]ايمان عزيز گشتند و در غمار [٦]مسلمانان آمدند [٧]از روى ظاهر،و با مسلمانان مخالطه و مناكحه و موارثه كردند و مقاسمۀ غنايم،و بر جان و مال ايمن شدند،همى چندانى [٨]باشد كه مرگ به ايشان رسد،آن نور به ظلمت بدل شود،و آن امن به خوف،و راحت به عذاب،چه حكم ظاهر شرع دگر [٩]،و حكم خداى تعالى با بندگان در قيامت دگر است.اين بر ظاهر حال بود،و آن برحسب اعتقاد.
مجاهد مىگويد:وجه تشبيه از اينجاست كه،ايشان يكبار با مسلمانان باشند به زبان،و يكبار با كافران به دل،چنان كه خداى تعالى از ايشان بازگفت : وَ إِذٰا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قٰالُوا آمَنّٰا [١٠]-الآية.اقبال ايشان بر مسلمانان،و موافقت ايشان با مسلمانان تشبيه كرد به روشنايى آتش،و شدن ايشان و پناه گرفتن ايشان با مشركان تشبيه كرد به ظلمات.
سعيد جبير و محمّد بن كعب و عطا و يمان بن رباب گفتند:آيت در جهودان انزله بود،و آنكه ايشان انتظار مىكردند روزگار رسول را و بيرون آمدن او، و مىگفتند:چون بيايد،اوّل كسى كه به او ايمان آورد [١١]ما باشيم،و نعت و وصف او مىگفتند.
و مردى بود نام او عبد اللّه بن هيّبان،هر سال بيامدى و مردمان را تحريض [١٢]كردى بر ايمان به محمّد-عليه السّلام.ايشان قبول كردندى،آن مرد پيش از بعثت [١٣]رسول فرمان يافت.چون رسول-عليه السّلام-بيامد،اينان كه وعده مىدادند خلاف
[١] .همۀ نسخه بدلها:آتش.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز دب:به ناگاه.
[٣] .مج،وز:مغرور،دب،آج،لب،فق،مب:معذور،مر:مغبون.
[٤] .دب+كه.
[٥] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:ظاهر.
[٦] .آج،شمار.
[٧] .دب:در آمدند.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:چندان.
[٩] .همۀ نسخه بدلها+باشد.
[١٠] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٤.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:آرد.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:تحريص.
[١٣] .مج،دب،وز:بعتث،فق:بعث.