روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٤ - آية التسمية
آنكه اين نه آن باشد و آن نه اين.
و شبهۀ آنكه گويند في قوله تعالى: مٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلاّٰ أَسْمٰاءً سَمَّيْتُمُوهٰا [١]...،و ايشان اسما را نمىپرستيدند،مسمّيات مىپرستيدند،جواب [٢]آن است كه:آنكس كه اين گويد معنى آيت نداند [٣].خداى تعالى بر سبيل انكار و تقريع بر بتپرستان مىگويد:بتان را نام اله بر نهادهاند،بى بىآنكه در ايشان از معنى الهيّت چيزى هست از قدرت بر اصول نعم و استحقاق عبادت.پس از اين حديث جز اسمى در دست شما نيست بىمعنى،يعنى مسمّياتى مىپرستى [٤]كه اسم اله بر ايشان مزوّر است،از اين معنى در دست شما جز دعوى اسم نيست بلا معنى.
ديگر آنكه،خداى تعالى گفت: أَسْمٰاءً سَمَّيْتُمُوهٰا [٥]...،گفت:نامهايى كه شما نهادى [٦]،اگر اسم مسمّى باشد،معنى آن باشد كه مسمّياتى كه شما كردى [٧]و آفريدى [٨]و بلا خلاف [٩]اجسام خداى تعالى آفريند.امّا شبهت ايشان به قول لبيد:
إلى الحول ثمّ اسم السّلام عليكما
و من يبك حولا كاملا فقد اعتذر
جواب [١٠]اين آن است كه گوييم:بدين«سلام»،نام خداى تعالى خواست،كه از نامهاى خداى تعالى يكى سلام است،معنى آن است كه:ثمّ اسم اللّه عليكما.و جوابى ديگر آنكه:اسم صله است كه ايشان الفاظ و كلمات بسيار در كلام آرند،و غرض ايشان پيوند سخن باشد،و آن در [١١]معنى زيادت بود،و اين را نوعى از فصاحت شناسند،معنى آن باشد كه:ثمّ السّلام عليكما.امّا تعلّق ايشان بقوله تعالى: تَبٰارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلاٰلِ وَ الْإِكْرٰامِ [١٢].جواب گوييم كه:اين دليل ماست براى آنكه جملۀ قراء«ذىالجلال»،خوانند،مگر ابن عامر تنها به«واو»خواند.و چون چنين باشد،«ذىالجلال»صفت«ربّ»باشد،و«ربّ»مجرور باشد به اضافت اسم با او.و مضاف بايد كه جز مضافاليه بود،كه اضافة الشّىء الى نفسه درست نباشد.و
[١] .سورۀ يوسف(١٢)آيۀ ٤٠.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز نسخه بدلها،بجز فق،مر+از اين.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:نشناسد.
[٤] [٥] .مىپرستى/مىپرستيد.
[٦] .نهادى/نهاديد.
[٧] .كردى/كرديد.
[٨] .آفريدى/آفريديد.
[٩] .همۀ نسخه بدلها+آن.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها+از.
[١١] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:دو.
[١٢] .سورۀ رحمان(٥٥)آيۀ ٧٨،ضبط آيه:ذى الجلال.