روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٢ - آية التسمية
«يا»اخت كسره است،و او حرف جرّ است،و اسم به او مجرور است.
امّا علّت در آنكه اين«با»دراز [١]مىنويسند از ديگر«باها»،دو وجه گفتند:
قتيبى گفت:از براى آنكه [ابتداى] [٢]كتاب مجيد است،خواستند تا به حرفى مفخّم كنند،و عمر بن عبد العزيز دبيران خود را گفتى:طوّلوا الباء و فرّجوا السّين و دوّروا الميم تعظيما لكلام اللّه-عزّ و جلّ.ابو الهيثم گفت:چون«الف»را بيفگندند از اسم«با»را [٣]به طويل كردند تا دليل باشد بر آنكه حرفى مطوّل محذوف است،آنجا طول«الف»با«با»دادند،نبينى كه آنجا كه«الف» بنوشتند،«با»به حدّ خود نبشتند.
اگر گويند:چرا اين جا«الف»بيفگندند،در كتبت [٤]،و آنجا كه گفت كه:
اِقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ [٥] ...،و مانند اين نيفگندند،با آنكه هر دو جا در لفظ مدرج مىشود؟الجواب [٦]گوييم:لكثرة الاستعمال،[براى كثرت استعمال را كه اين آيه مكرّر خواست بودن،«الف»بيفگندند تخفيف را] [٧]و كثرت [٨]استعمال در اين آيت نيست.
فامّا«اسم»:اصل اين كلمه«سمو»است على وزن«فعل»،از آن كار را [٩]جمعش«اسماء»كردند،«كقنو و أقناء»،و«حنو و أحناء»،لام الفعل از آخرش بيفگندند،پس حركت او [١٠]با«ميم»دادند،و سكون«ميم»با«سين»دادند،كه ابتدا كردن به ساكن متعذّر باشد،همزۀ وصل در آوردند تا نطق ممكن بود،«اسم» گفتند.و دليل ديگر بر آنكه چنين است كه در تصغيرش«سمى»گويى،و اشتقاق او از«سموّ»،باشد،و آن ارتفاع بود،چنان كه امرؤ القيس گفت:
سموت إليها بعد ما نام بعلها
سموّ حباب الماء حالا على حال
و قول آنكه گفت:اشتقاق او از«وسم» [١١]،و«وسم»علامت بود درست
[١] .همۀ نسخه بدلها:درازتر.
[٢] [٧] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[٤] .كتبت/كتابت،دب،آج،لب،فق،مب،مر:كتب.
[٥] .سورۀ علق(٩٦)آيۀ ١.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:جواب آن است كه.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:و اين كثرت.
[٩] .دب،لب،وز،مب:آن كار،آج،فق،مر:از آنگاه.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها،بجز فق،مر:واو.
[١١] .همۀ نسخه بدلها+باشد.