روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٠ - ترجمه
سوى زيد و لا عمرو.
و فقها خلاف كردند در گفتن«آمين»در آخر الحمد.به نزديك اهل البيت عليهم السّلام-نشايد گفتن،و از قواطع صلات [١]باشد،سواء اگر جهر كند و اگر اخفات، اگر امام باشد و اگر مأموم.
و مذهب شافعى آن است كه:امام را مستحبّ است كه چون«الحمد»بخواند، آمين بگويد جز [٢]كه بلند نبايد گفت،و اين مذهب عطا و احمد حنبل و داود و اسحاق است، و ابو حنيفه و سفيان ثورى و مالك را دو قول است:يكى همچنين كه گفتيم،و ديگر آنكه:امام را نبايد گفتن،امّا مأموم را ببايد گفتن.
و شافعى [٣]را در او دو قول است:در جديد گفت:چندانى آواز بر آرد كه خود بشنود،و در قديم گفت [٤]:آواز بلند بردارد.و اصحابش بر دو قولند:اگر صفها اندك باشند [٥]اخفا كنند،و اگر صفها بسيار باشند [٦]و آواز نشنوند جهر بايد كردن.
دليل بر مذهب صحيح،اجماع اهل البيت است و طريقۀ احتياط،چه امّت از ميان دو قليلاند [٧]،يكى گفت:نماز ببرد،و يكى گفت:اگر گويند روا باشد،و اگر نگويند روا باشد.احتياط در آن باشد كه ترك كنند،چه آنكس كه گويد:
بايد گفتن،گويد كه:[بى] [٨]آن،نمازش درست بود.و آنكس كه گويد:نبايد گفت،نمازش بريده شود.پس احتياط با اين باشد.
و طريقى [٩]اعتبارى اين است كه آنكس كه در نماز فاتحه خواند يا بر وجه قرائت خواند با بر وجه دعا اگر بر وجه دعا خواند،باتّفاق نمازش باطل بود،و اگر بر وجه قرائت خواند،شرع و عرف مانع است ازآنكه عقيب قرائت آمين گويند، چنان كه عقيب ساير آيات كه در قرآن هست متضمّن دعا،و به اجماع در آنجا آمين نشايد گفتن.ديگر آنكه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-گفت:
[انّ] [١٠]هذه الصلاة لا يصلح فيها شىء من كلام الآدميّين، و به اتّفاق اين نه كلام خداست، كلام آدميان است.پس ترك بايد كردن از اين وجوه [١١]-و اللّه الموفّق للصّواب.
[١] .همۀ نسخه بدلها:نماز.
[٢] .آج،لب،فق،مب،مر:چون به جهر خواند.
[٣] .مج:امّا مأموم شافعى.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+اخفا نكند.
[٥] .مج،دب:باشد،آج،لب،فق،مب،مر:است.
[٦] .مج،آج،لب،فق،وز:باشد.
[٧] .مج،آج،لب،دب:قايلند.
[٨] [١٠] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[٩] .دب،آج،لب،فق:طريقتى.
[١١] .مج،وز+را.