روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٨ - ترجمه
غالب است خاك را.گفتند:از آن عظيمتر هيچ نيست [١]در خلق تو؟گفت:بندهاى كه صدقهاى به دست راست بدهد،از دست چپ پوشيده دارد.
عبد اللّه عمر روايت كند از رسول-صلّى اللّه عليه و آله-كه گفت:خداى تعالى زمين اوّل بيافريد و مسكن آدمى كرد.
و زمين دوّم [٢]به زندان باد كرد و بادهاى مختلف از او آيد [٣].
و در زمين سوم خلقى آفريد رويهاى ايشان چون روى آدمى و پايهاى ايشان چون پاى گاو [٤]،و اندام ايشان موى دارد چون موى گوسپند [٥]،طرفة العينى در خداى عاصى نشوند.شب ما،روز ايشان است،و روز ما شب ايشان.
و زمين چهارم،در او سنگ كبريت است كه خداى تعالى براى اهل دوزخ نهاده است،چنان كه گفت: وَقُودُهَا النّٰاسُ وَ الْحِجٰارَةُ [٦].
وهب منبّه گويد:هر پارهاى سنگ،چون [٧]كوهى عظيم است بر زمين.
و رسول-عليه السّلام-گفت:در آنجا رودهاست از كبريت گداخته كه اگر عظيمتر كوهى در او فگنند،فروبرد.
زمين پنجم،مسكن ماران و گزدمان اهل دوزخ است،هر مارى چند واديى،هر دندانى دارد [٨]چند نخلى،هر مارى از اين،هژده [٩]هزار دندان دارد،و زير هر دندانى هژده [١٠]هزار قلّه زهر دارد كه اگر يكى از آن در دنيا ريزند،همۀ اهل دنيا [١١]بميرند.
در خبر هست كه:چون بوى يكى از ايشان به دوزخيى رسد،همه اعضاى او از [٣٩-پ]يكديگر جدا گردد،و هرگز دمى چند شترى،و هر دنبالى چند نيزهاى،بر هر دنبالى سيصد و شصت بند باشد.در هر بندى سيصد و شصت فرق زهر باشد،هر فرقى سيصد و شصت قلّه،كه به يك قلّه از آن همۀ اهل زمين هلاك شوند.
[١] .همۀ نسخه بدلها:هست.
[٢] .مج،دب،آج،لب،وز،فق،مب،مر+بيافريد و.
[٣] .دب،آج،لب،مب:وزيد،فق:وزد،مر:مىوزد.
[٤] .مج،فق،گافان،دب،آج،لب،وز:گاوان.
[٥] .مج،وز:گوسپندان،ديگر نسخه بدلها:گوسفندان.
[٦] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٤.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:چند.
[٨] .مر:دندانى از ماران را،ديگر نسخه بدلها:دندانى.
[٩] .لب:هيژده.
[١٠] [١١] .اساس:متن اصلى محو شده و به صورت:«اصلها او»در آمده،به قياس با نسخۀ مج تصحيح شد.