روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٩ - ترجمه
بشره بود به بشره،و«تباشير صبح»،علامات [١]صبح باشد.
اَلَّذِينَ آمَنُوا ،موصول است و صله،و هر دو در محلّ نصب است [٢]. وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ ،اى الطّاعات الصّالحات.و صالحات،صفت موصوفى محذوف است- چنين كه گفتيم.
علما خلاف كردهاند در آنكه مراد به عمل صالح چيست،و عمل كه صالح باشد؟از بعضى صحابه روايت-كردهاند[٤٣-پ]كه:مراد به صلاح عمل، اخلاص عمل است خداى را-جلّ جلاله-چه عمل به نفاق صالح نباشد،بيانش:
فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صٰالِحاً... [٣] ،اى خالصا للّه تعالى.
و از اميرالمؤمنين على-عليه السّلام-روايت كردهاند كه:مراد پنج نماز است، بيانش: وَ أَقٰامُوا الصَّلاٰةَ إِنّٰا لاٰ نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ [٤].
عبد اللّه عبّاس مىگويد:عمل صالح آن بود كه از ميان خداى تعالى [٥]و بندهيش بر وجهى كه ريا را بدو راه نبود.
معاذ جبل گفت كه:صالح آن بود كه در او چهار خصلت بود:علم و نيّت و صبر و اخلاص.
سهل بن عبد اللّه گفت:آن بود كه بر وفق سبب [٦]بود،چه عمل مبتدع صالح نبود.
و گفتهاند:عمل صالح اداى امانت بود،لقوله تعالى: وَ كٰانَ أَبُوهُمٰا صٰالِحاً... [٧]، اى امينا.و گفتهاند كه:عمل صالح عمل تائب بود،لقوله تعالى: وَ تَكُونُوا مِنْ بَعْدِهِ قَوْماً صٰالِحِينَ [٨]،اى تائبين.و اولىتر آن بود كه حملش بر عموم كنند تا همه وجوه داخل باشد در او،چه از ميان اين وجوه تنافى نيست.
أَنَّ لَهُمْ جَنّٰاتٍ ،محلّ او نصب است بر مفعول دوم بشّر،يقال:بشّرته كذا
[١] .همۀ نسخه بدلها:علامت.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:بوقوع البشارة عليه.
[٣] .سورۀ كهف(١٨)آيۀ ١١٠.
[٤] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ١٧٠.
[٥] .مج،دب،آج،لب،وز،فق:باشد.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:سنّت.
[٧] .سورۀ كهف(١٨)آيۀ ٨٢.
[٨] .سورۀ يوسف(١٢)آيۀ ٩.