روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٤ - ترجمه
حيات [١]باشد،و در دگر جا استفعال از حيا [٢]باشد شرم داشتن بود.و نساء،لفظ جمع است نه از لفظ واحد،و واحده المرأة باشد،چنين مسموع است برخلاف قياس.و نساء گفت،و اگرچه اطفال بودند،و اطفال را نساء نگويند [٣]براى دو وجه:يكى آنكه زنان را نيز نمىكشتند على التّغليب،چنان كه مردان و كودكان را به يك جا گويند:جاء الرّجال على تغليب الرّجال.و وجه دوم آنكه:ايشان را براى آن رها مىكردند تا زنان شوند،بر توسّع ايشان را زنان خواند.
وَ فِي ذٰلِكُمْ بَلاٰءٌ ،در او دو قول است:يكى آنكه اشارت است به سوم و تكليف ايشان،و«بلاء»به معنى محنت و مشقّت باشد بر اين قول،و اضافت آن با خداى-جلّ جلاله-بر توسّع باشد ازآنجا كه به تمكين و تخليت او بود.و قول دوم آن است كه:اشارت به نجات است،يعنى در آن نجات بلاى است از خداى تعالى عظيم،يعنى نعمتى است [٤]از خداى تعالى.و«بلاء»هم به معنى نعمت بود و هم به معنى شدّت،براى آنكه اصل او ابتلاست و امتحان از خداى تعالى بندگان را به هر دو بود،هم به نعمت هم به شدّت،يقال:بلوت الرّجل و ابتليته،و بلاه اللّه و ابلاه بلاء حسنا،بيانش قوله تعالى: وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً [٥]... ،اى نختبركم بهما اختبارا.
و فتنه هم اختبار باشد،و نصب او بر مصدر است لا من لفظ الفعل،چنان كه گويد:
اعجبني حبّا شديدا،قال اللّه تعالى: وَ اللّٰهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَبٰاتاً [٦]،و قال تعالى: وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلاً [٧]،اى تبتّلا،قال زهير فى البلاء:
جزى اللّه بالاحسان ما فعلا بكم
و ابلاهما خير البلاء الّذي يبلو
و در مثل گفتهاند:البلاء ثمّ الثّناء،يعنى النعمة ثمّ الشكر.و در معنى مثل اين بهتر است كه:الاختبار ثمّ المدح،اوّل بيازماى پس آنگه مدح كن،و قريب است به اين معنى
قول رسول-عليه السّلام: اخبر تقله.
[١] .همۀ نسخه بدلها:من الحياة.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:من الحياء.
[٣] .مج،دب،آج،لب،مب،مر:گويند.
[٤] .مج+عظيم.
[٥] .سورۀ انبياء(٢١)آيۀ ٣٥.
[٦] .سورۀ نوح(٧١)آيۀ ١٧،همۀ نسخه بدلها+و التّقدير انباتا.
[٧] .سورۀ جن(٧٣)آيۀ ٨.