روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٣ - ترجمه
حال چگونه است.كسى آمد و خبر به مادر موسى آورد كه:كسان فرعون مىآيند به تفحّص اين حال.او كودك را بر گرفت و در تنور نهاد و سر تنور بر نهاد و خود بگريخت و خانه رها كرد.
خواهر او كه خالۀ موسى بود در آمد [١]از آن حال بىخبر بود،آتش بياورد و در تنور نهاد تا پارهاى نان بپزد.تنور را آتش زبانه در هوا مىزد،كسان فرعون در آمدند و همه سراى زير و زبر كردند،و مادر موسى را با دست آوردند هيچ نديدند.به سر تنور نرفتند كه آتش عظيم در او مىبشخيد [٢]،و هم ايشان از آن دور بود.برفتند و خبر دادند فرعون را.
چو [٣]ايشان برفتند،مادر موسى خواهر را گفت:كودك را چه كردى؟گفت:
من كودك را نديدم.گفت:كودك در تنور بود،همانا آتش در تنور نهادى و كودك را بسوختى!و جزع كردن گرفت.آنگه به سر تنور آمد و فرونگريد،موسى -عليه السّلام-در ميان تنور نشسته بود و آتش گرد [٤]او مىگرديد و او را گزند نمىكرد [٥]، شادمانه شد و بدانست كه خداى تعالى[را] [٦]در زير آن كار سرّى هست،كودك را بر گرفت.
اهل اشارت گفتند:خداى تعالى براى آن اين حال به مادر موسى نمود،تا چون فرمايد او را به وحى الهام كه موسى را به آب افگن،او ايمن باشد و واثق [٧]داند كه آن خداى كه او را در آتش نگاه داشت،در آبش نگاه دارد.و تمامى قصّه به مواضع خود چون به آيات مىرسيم گفته مىشود-انشاءاللّه تعالى و به الثّقة.
قوله تعالى: وَ يَسْتَحْيُونَ نِسٰاءَكُمْ ،استحياء،استبقاء باشد،و«سين»،طلب راست،يعنى طلب حيات ايشان مىكردند و ايشان را زنده رها مىكردند،پسران را مىكشتند و دختران را زنده رها مىكردند،اين لفظ در اين جا استفعال[٨٠-پ]از
[١] .دب،آج،لب،مب،مر+و.
[٢] .مج،دب،آج،لب:مىبخشيد،فق،مب:در او ظاهر بود،مر:مىسوخت.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:چون.
[٤] .مر:گرداگرد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+مادر موسى.
[٦] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:و اوثق و.