روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٨ - ترجمه
بازگشت،گفتند:يا رسول اللّه!با كس. [١]اين نكردى كه با او كردى.گفت:بلى! براى آنكه او بر من حقّ تربيت داشت و حقّ مادرى داشت.من طفل بودم كه مادرم از دنيا برفت،او مرا مادرى كرده مرا بپرورد.خواستم كه [٢]او را مكافات كنم.براى كرامت او از رداى خودش كفن ساختم،و براى آن تا از هوامّ او را مضرّت نباشد، در گور او بخفتم.گفتند:يا رسول اللّه! آنچه معنى داشت كه [٣]گفتى:
ابنك ابنك ابنك؟ گفت:چون گور بر او راست كردم،فريشتگان سؤال آمدند و او را از خداى بپرسيدند.جواب به صواب داد.و از پيغامبرش بپرسيدند،جواب به صواب داد و از امامش بپرسيدند،فروماند.منش تلقين كردم كه:پسرت است،پسرت است،پسرت است.و در اين خبر،صحّت سؤال گور است و تقرير امامت اميرالمؤمنين -عليه السّلام-و آنكه بنده را در گور از امامت او سؤال خواهند كردن.
در خبرى مىآيد كه:رسول-عليه السّلام-گفت:چون مرده را در گور نهند،دو فريشته مىآيند تا به گور او فروشوند،و خداى تعالى او را زنده كند تا به صدر و سينه،و حيات با او دهد و حواسّ درست،و او را از خداى بپرسند و از پيغامبر و از امامان.اگر جواب دهد و جواب به صواب دهد،او را گويند:
نم نومة العروس، بخسب چنان كه عروس در خوابگاه خود بخسبد.و آن دو فريشته در گور او بر پرّند و گور بر او فراخ كند،مدّ البصر،چندان كه چشم زخم باشد [٤].و درى از درهاى بهشت بر [٥]او گشايند،تا نسيم بهشت بر او مىآيد.و اگر جواب به صواب ندهد،آن فريشته مقمعى از آتش به دست دارد،يكى بر سر او زند چنان كه همه گور او آتش بستاند [٦]و درى از درهاى دوزخ بر گور او گشايند.اين است معنى قول رسول-عليه السّلام-كه گفت:
القبر روضة من رياض الجنّة او حفرة من حفر [٧]النيران ،گور يا مرغزارى از مرغزارهاى بهشت باشد،يا كندهاى از كندههاى دوزخ.اعاذنا اللّه عذاب القبر بمنّه و فضله و رحمته!
[١] .دب،آج،لب،فق:با كسى،مب،مر:با هيچ كسى.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:تا.
[٣] .مب+سهبار.
[٤] .مب،مر:كه چشم كار كند.
[٥] .مج،دب،آج،لب،وز:در گور،مب،مر:بر گور.
[٦] .مب،مر:آتش بگيرد.
[٧] .آج،لب،مب،مر:حفرات.