روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٧ - ترجمه
مورد آيت تذكير است به نعمت خداى تعالى،و نهى كردن بندگان را از كفر بر وجه تعنيف و تبكيت و تهديد [١]و وعيد كردن به ذكر مرگ و سؤال گور و بعث و نشور و مواقف حساب و آنچه در قيامت باشد.
ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ،هم بر سبيل وعيد است،چنان كه در دگر آيت گفت: إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصٰادِ [٢]،و يكى از ما گويد:باش كه مرجع تو با من است و گذر تو بر من است،و تو از من فوت نخواهى شدن.و حقيقت اين كلام كه خداى تعالى گويد مرجع با من است،آن است كه:مرجع با جايى است كه در آنجا حكم همه مرا باشد،و كسى را حكمى نبود بخلاف دنيا كه ديگران را به حق و ناحق حكمى باشد.
بدان كه در سؤال گور خلافى نيست،جز كه بعضى گويند:به آخر كار بود، چون [٣]بعث باشد،خداى تعالى زنده كند خلق را در گور،و سؤال كند ايشان را،و زنده مىدارد،امّا معذّب و امّا به راحت،به حسب استحقاق ايشان،آنگه برانگيزد.
و نزديك ما آن است كه:سؤال گور آنگه باشد كه مرده را در گور نهند و گور بر او راست كنند،تا در خبر آمده است كه:او پهران [٤]پاى آنان كه از سر گور او بازمىگردند بشنود،و براى اين كار سنّت است كه ولىّ مرده چون مردم از سر گور او بازگردند،بايستد و او را تلقين كند به آواز بلند هم آن تلقين كه در گور كرده باشد تا او بشنود.و سؤال او از اعتقاد او كنند،از خداى و پيغامبر و امام و قبله و كتاب.
و در خبر هست كه:رسول-صلّى اللّه عليه و آله-چون فاطمه اسد [٥]-رضى اللّه عنها-از دنيا برفت،به نفس خود به كار او قيام كرد و رداى خود در كفن او كرد،و در گور او بخفت[٥٠-ر]پيش ازآنكه او را در گور نهاد.چون گور بر او راست كرد، بر سر گور او بنشست،كالمصغي الى كلام احد،چون كسى كه گوش با كلام كسى كند.آنگه گفت:
ابنك ابنك ابنك، سهبار گفت:پسرت است.چون
[١] .آج،لب:تمديد.
[٢] .سورۀ فجر(٨٩)آيۀ ١٤.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+وقت.
[٤] .كذا:در اساس،(با سه نقطه)،مج،آج،لب،فق،وز،حب،دب،مر:آواز،اساس در حاشيه با خطى متفاوت از متن نوشته است:تبرّاى.
[٥] .مب،مر:بنت اسد.