روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٠ - ترجمه
و«اولاء»و«اولى»، [١]جمع«ذا» [٢]باشد،و«كاف»در لفظ واحد و لفظ جمع،أعنى«ذاك»و«اولئك»«كاف»خطاب است،و با قصر بدل كنند همزه را به«لام»،و با مدّ نكنند تا ثقل مدّ و«لام»بر كلمت [٣]جمع نشود.و او اسمى مبهم است،صالح بود هر حاضرى را،و معرّف [٤]بود به اشارت،چون:هذا و ذلك.
على هدى،على رشد و بيان و بصيرة،يعنى آنان كه چنان باشند-كه ذكر ايشان در آيات مقدّم برفت-ايشان بر رشد و بيان و بصيرت باشند از خداى-عزّ و جلّ.
عبد اللّه مسعود و جماعتى از صحابه روايت كردند كه [٥]: اَلَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ - تا به آخر[آيت] [٦]در مؤمنان عرب فرود آمد،و اين آيت كه از پس اوست: وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمٰا أُنْزِلَ إِلَيْكَ -تا به آخر آيت در مؤمنان اهل كتاب فرود آمد.آنگه حقتعالى هر دو گروه را جمع كرد در اين آيت وصف كرد[ايشان را] [٧]به آنكه:
أُولٰئِكَ عَلىٰ هُدىً.
مِنْ رَبِّهِمْ ،«من»ابتداى غايت است و شايد كه تبيين بود،و تفسير هدى برفت مستقصى.
عون بن عبد اللّه گفت:«الهدى من اللّه كثير و لا يبصره الّا بصير و لا يعمل به الّا يسير أ لا ترى انّ نجوم السّماء يبصرها البصراء و لا يهتدي بها الّا العلماء»،گفت:
هدى از خداى بسيار است و لكن الّا بصيرى [٨]نبيند و الّا اندكى بر او كار نكنند، نبينى كه ستارگان آسمان بسيارند،همۀ بينندگان بينند و لكن هدايت بدو جز عالمان را نباشد.
وَ أُولٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ،«هم»عماد است يا فصل-چونان كه برفت-و «فلاح» [٩]و ظفر و فوز و نحج و دريافت مراد بود،چنان كه شاعر گفت[٢٢-ر]:
اعقلي إن كنت لمّا تعقلي
و لقد افلح من كان عقل
[١] .چاپ شعرانى(٦٨/١)+اولال.
[٢] [٦] .دب،آج،لب،فق،وز،مب،مر:را.
[٣] .دب:در يككلمه.
[٤] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:معروف.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+انّ.
[٧] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[٨] .مج:بصرى.
[٩] .اساس و همۀ نسخه بدلها+و،كه چون زائد مىنمود،حذف شد.