روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٩ - ترجمه
أبو ذرّ غفارى روايت كند،گفت:از رسول-عليه السّلام-پرسيدم كه در تورات چيست؟گفت:بيشتر مواعظ است.گفتم:يا رسول اللّه!از آن جمله چيزى بفرماى گفتن.گفت:در تورات هست:
عجبت لمن أيقن بالموت كيف يفرح ،عجب [١]از آنكس كه يقين داند كه بخواهد مردن،چگونه شاد شود!و عجب از آنكس كه او دوزخ به يقين داند،چگونه بازخندد !و عجب از آنكس كه دنيايى بيند كه چگونه مىگرداند اهلش را،چگونه دل بر دنيا نهد!و عجب ازآنكه ٨ او به قدر ايمان دارد، چگونه رنج بر خود نهد!و عجب ازآنكه [٢]حساب به يقين داند و پس عمل نكند! انس مالك روايت كند،گفت:يك روز رسول-عليه السّلام-مىرفت،برنايى انصارى پيش او بر افتاد.رسول-عليه السّلام-او را گفت:
كيف أصبحت يا حارثة، چگونه در روز آمدى اى حارثه؟گفت:اصبحت مؤمنا حقّا،در روز آمدم مؤمن به حق.[رسول-عليه السّلام-گفت] [٣]:بنگر[٢١-پ]تا چه مىگويى!هر حقّى را حقيقتى هست،حقيقت ايمان تو چيست؟گفت:يا رسول اللّه!خويشتن از دنيا بازگرفتهام ،شب نمىخسبم و روز نمىخورم.و پندارى كه در عرش خداى مىنگرم كه ظاهر شده است خلقانى را [٤].و پندارى كه در اهل بهشت مىنگرم كه به زيارت يكديگر مىشوند.و در اهل دوزخ مىنگرم كه بانگ مىدارند.رسول-عليه السّلام- گفت:
أبصرت فالزم ،تو مستبصر شدهاى بر اين ملازمت كن.تو بندهاى كه خداى دلت را به ايمان منوّر بكرده است.اين است بعضى صفات آنان كه و بالآخرة هم يوقنون،آخرت به يقين دانند،و«هم»براى تأكيد آورد.كوفيان آن را«عماد» خوانند و بصريان«فصل».
قوله:«اولئك»،در او چند لغت است:«اولاك»و«اولئك»و«اولالك»، قال الشّاعر:
و هل يعظ الضّلّيل الّا اولالكا
[١] .مب+دارم.
[٢] .دب،فق،مر+كس.
[٣] .اساس:خطخوردگى دارد،از مج افزوده شد.
[٤] .اساس:ر،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.