روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٢ - ترجمه
اميد باشد تو را به وصول درجات و نجات از دركات.
از اميرالمؤمنين على-عليه السّلام-پرسيدند از تقوى،گفت:متّقى آن باشد كه اگر جملۀ اعمال او بر طبقى نهند از روى مثل،و دستارى بر روى آن نهافگنند و گرد همۀ جهان بگردانند،برآن چيزى نباشد كه او را از آن شرم بايد داشتن،و [١]خبر رسول-عليه السّلام-است كه گفت:
لا يبلغ العبد حقيقة التّقوى حتّى يدع ما لا بأس به حذرا ممّا به البأس ،گفت:بنده به حقيقت تقوى نرسد تا آنچه با آن باكى نبود رها كند ترس آن را كه به آن باكى بود.و بهترين خصال تقوى اين است كه زاد سفر قيامت است. وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزّٰادِ التَّقْوىٰ [٢]...،قال الشاعر:
يريد المرء[أن يعطى مناه
و يأبى اللّه إلاّ ما أرادا
يقول المرء] [٣]فائدتي و مالي
و تقوى اللّه أفضل ما استفادا
قوله: اَلَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ ،بدان كه حقيقت ايمان تصديق به دل باشد،هم در لغت و هم در شرع.و اين لفظ چنان كه در اصل وضع آمد،و آن تصديق است، بمانده است،بيانش قوله تعالى في قصّة يعقوب: وَ مٰا أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنٰا وَ لَوْ كُنّٰا صٰادِقِينَ [٤]،اى بمصدّق[١٩-ر].و اين متّفق عليه است كه اگر كسى دعوى نقل كند،دليل بر او باشد.و در فقد دليل،دليل باشد بر بطلان اين دعوى.ديگر آنكه، خداى-عزّ و جلّ-هركجا ايمان گفت در قرآن،به دل بازبست و اضافت با دل كرد، چنان كه گفت: مِنَ الَّذِينَ قٰالُوا آمَنّٰا بِأَفْوٰاهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ [٥]... ،و چنان كه گفت: وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمٰانِ [٦]...،و چنان كه گفت: أُولٰئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمٰانَ [٧]...،و چنان كه گفت: قٰالَتِ الْأَعْرٰابُ آمَنّٰا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لٰكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنٰا وَ لَمّٰا يَدْخُلِ الْإِيمٰانُ فِي قُلُوبِكُمْ [٨].
ديگر آنكه حق-جلّ جلاله-هركجا ذكر ايمان كرد،عمل صالح به آن مقرون
[١] .آج،لب،فق،وز:در.
[٢] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٩٧.
[٣] .اساس كه در اين قسمت نونويس است:ندارد،به قرينۀ مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٤] .سورۀ يوسف(١٢)آيۀ ١٧.
[٥] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ٤١.
[٦] .سورۀ نحل(١٦)آيۀ ١٠٦.
[٧] .سورۀ مجادله(٥٨)آيۀ ٢٢.
[٨] .سورۀ حجرات(٤٩)آيۀ ١٤.