روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥١ - آية التسمية
فَكُلُوا مِمّٰا ذُكِرَ اسْمُ اللّٰهِ عَلَيْهِ [١] ...،و عند اكل تا در خبر آوردهاند كه،رسول-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-گفت:
إذا سمّى اللّه العبد على طعام لم ينل الشّيطان منه و إذا لم يسمّه نال منه، گفت:چون بنده عند آنكه طعام خواهد خوردن نام خداى تعالى برد،شيطان از آن طعام تناول نكند،و چون نام خداى تعالى نبرد،شيطان از آن بخورد [٢].پس عند [٣]هر كار كه خواهد كردن،چون گويد: بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ ،معنى آن باشد كه به نام خداى تعالى اين كار مىكنم،و به تقدير«ابتدا»از اينهمه مستغنى شوند، اعنى چون گويند تقدير چنين كند [٤]كه: بسم اللّه أبتدئ .
و«با»را اصل الصاق بود،و معنى آن بود كه«فعل»را به«مفعول به»در رساند،چنان كه:مررت بزيد،و به معنى استعانت باشد،چنان كه:كتبت بالقلم،و به معنى«مع»باشد،چنان كه:اشتريت الدّار بآلاتها،[اى مع آلاتها] [٥].و به معنى «في»باشد،چنان كه:ما بالدّار أحد،اى ما فيها أحد.و به معنى«تجريد»باشد، چنان كه:رأيته فرأيت به الاسد.و به معنى«بدل»باشد،چنان كه:لئن شكرتني فيما اعطيتك.و كما قال الشّاعر:
فلئن فلّت هذيل شباه
فبما كان هذيلا يفلّ
و«زياده»باشد،في قوله تعالى: عَيْناً يَشْرَبُ بِهٰا عِبٰادُ اللّٰهِ [٦]...،و گفتهاند:به معنى«من»است،و التّقدير«منها»،و كذلك في قول الشّاعر:
شربت بماء الدّحرضين فأصبحت
زوراء تنفر عن حياض الدّيلم
و معنى اين حرف از اين وجوه بيرون نباشد،و او هميشه مكسور بود.
سيبويه گفت:علّت كسر او آن است كه عمل او هميشه جرّ بود،و جرّ كسر حرف اعراب باشد.و مبرّد گفت:براى آن كسرش كردند كه ردّش با اصل كردند، و كلمه از ذوات الياء است،نبينى كه چون خبر دهى از خود [٧]،گويى:بى،تى [٨].و
[١] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ١١٨.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:طعام تناول كند.
[٣] .لب،مب:عبد.
[٤] .فق،مب،مر:چون گوينده تقدير چنين كند.
[٥] .اساس،ندارد،از مج افزوده شد.
[٦] .سورۀ دهر(٧٦)آيۀ ٦.
[٧] .آج با خطى متفاوت از متن افزوده:كلمه.
[٨] .اساس،مج،وز:بييت،ديگر نسخه بدلها:بيت.گمان ما اين است كه كلمه در نسخۀ اصلى شيخ ابو الفتوح،جدا و به همان صورتى بوده كه در متن آوردهايم،و كاتبان نسخهها،نفهميده دو كلمۀ«بى و تى با و تا»را پيوسته و به صورت فعل خوانده و ضبط كردهاند.