ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٨٣ - تفسير
و اولاد شوهرانشان نيستند بشوهرانشان نچسبانند.
فراء گويد: زن بود كه طفل سر راهى را برداشته و بشوهرش ميگفت: اين بچّه من از تو است، پس اين بهتان دروغى بود بين دستها و پاهايشان و اين چنانست كه نوزاد را وقتى كه مادرش ميزايد ميان دستها و پاهايش ميافتد، و معنايش اين نيست كه بچّه را از زنا ميآوردند پس نسبت به شوهرشان دهند چون كه در شرط بيعت اين بود كه زنا ندهند و اين جلوتر ياد شده بود.
و بعضى گويند: بهتانى كه از آن منع شدند قذف محصنات و نسبت زنا به زنان عفيفه و دروغ بر مردم بستن و اضافه كردن بچّههاى سر راهى را بر شوهر خود بر باطل در حال و آينده از زمان بود.
((وَ لا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ)) و نافرمانى تو نكنند در بجا آوردن نيكويى و آن تمام چيزهاييست كه امر بآن فرموده، زيرا كه آن حضرت ٧ امر نميكند مگر بمعروف، و معروف نقيض منكر است و آن هر چيزيست كه دليل عقلى و سمعى (نقلى) دلالت بر وجوب و استحباب آن نكند و معروف هم ناميده شده است، چون كه عقل اعتراف به معروف بودن و خوبى آن ميكند از جهت بزرگى و نيكويى آن.
هر دو مقاتل[١] و كلبى گويند: مقصود بمعروف در اينجا منع از نوحه سرايى و پاره كردن لباس و كندن موى و چاك زدن گريبان و خراشيدن صورت و واى واى گفتن است، و اصولا معروف هر نيكى و پرهيزگارى و امريست كه موافق طاعت خداى تعالى باشد.
[١]- اوّلى مقاتل بن سليمان خراسانى ساكن مرو بوده و در سال ١٠٥ ه مرده و او را اكثر اهل سنّت تضعيف كردهاند چون شيعه و از اصحاب حضرت امام( محمّد باقر( ع) بوده است، دوّمى مقاتل بن حيان بلخى است كه در هند در حدود سال ١٥٠ از دنيا رفته است و هر گاه مقاتل تنها گفته شود مقصود اوّلى است كه در تفسير و حديث مشهورتر است.