ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٧٥ - شأن نزول
و مهاجرت نكردند و يا براى طلب مال دنيا ترك شوهر و وطن نكرده و مهاجرت ننمودهاند مگر براى محبّت خدا و پيامبر او ٦ پس رسول خدا ٦ سبيعه را سوگند داد كه از دشمنى شوهرش و يا عشق بيكى از مردان مسلمان بيرون نيامده و نيامده مگر براى ميل با سلام، پس سوگند ياد كرد بخدايى كه جز او خدايى نيست نيامده مگر براى خدا و شوق با سلام، پس پيامبر ٦ مهر او را با آنچه كه خرج او كرده بود داد و او را بمكّه برنگردانيد، پس عمر بن خطاب او را تزويج كرد، پس رسول خدا ٦ هر كس از مردان كه ميآمد او را برمىگزيند گردانيد ولى هر زنى كه ميآمد امتحانش ميكرد اگر براى خدا آمده بود نگاهش مى داشت و مهر او را بشوهرانشان مىپرداخت.
زهرى گويد: و چون اين آيه نازل شد و در آن اين جمله بود( (وَ لا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوافِرِ)) عمر بن خطاب دو زنى را كه در مكّه داشت و مشركه بودند ١- قرينه دختر اميّة بن مغيره ٢- ام كلثوم دختر عمرو بن جرول خزاعيهاى مادر عبد اللَّه بن عمر را طلاق داد پس قرينه را معاويه بن ابى سفيان (عليه الهاويه و لعنه اللَّه و ملائكته و انبيائه و رسله و جميع المؤمنين من الاوّلين و- الآخرين) گرفت و ام كلثوم را ابو جهم حذافة بن غانم كه مردى از خويشان او بود تزويج كرد و آنها هم بر شرك خود در مكّه باقى بودند، و زن طلحة بن عبيد اللَّه اروى دختر ربيعة بن حرث بن عبد المطلب بود پس اسلام ميان آنها جدايى انداخت وقتى كه قرآن نهى كرد از تمسّك بعقد زنان كافره و طلحه مهاجرت بمكّه كرده و اروى عياليش كافره در مكّه نزد خويشانش بود سپس، در اسلام بعد از طلحه خالد بن سعيد بن عاص بن اميّه با او ازدواج كرد، و از آن زنانى بود كه بسوى رسول خدا ٦ از زنان كفّار فرار كرده، پس پيامبر او را