ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣١٤ - اول حشر كجاست؟
نقض عهد و شكستن پيمان و با دست مؤمنين ويران ميكردند بوسيله جنگ و كشتار( (فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ)) يعنى پند بگيريد اى صاحبان خرد و بينش و انديشه كنيد و نگاه كنيد در آنچه بر ايشان نازل شد و معناى اعتبار تأمّل در كار است تا بسبب آن بشناسد چيز ديگرى را از جنس آن، و مقصود اينست كه بسبب اين استدلال كنند بر صدق پيامبر، زيرا كه وعده داد مؤمنين را كه خدا بزودى ايشان را وارث ديار و اموال ايشان ميگرداند بدون كشتار و جنگ كردن، پس آن طور كه خبر داده بود واقع شد، پس آن آيه دلالت بر نبوّت و پيامبرى آن حضرت دارد، و دليلى در آيه نيست بر صحّت و درستى قياس در شريعت براى آنكه- اعتبار از قياس در چيزى نيست براى آنچه كه ما ياد نموديم و براى اينكه راهى براى اهل قياس (چون ابو حنيفه و پيروانش) نيست بسوى علم بترجيح و هيچ يك از دو گروه نميدانند علّت اصل را براى ديگرى، پس بدرستى كه علّت ربا پيش يكى از آن دو گروه كيل و پيمانه كردن يا كشيدن و سنجش و جنس است، و نزد ديگرى طعم و جنس دراهم و دنانير است چون آن دو جنس قيمتهاست، و ديگران چيزهاى ديگر گفتهاند و اينها از اعتبار نيست زيرا راهى بمعرفت و شناسائى بآن نيست.
((وَ لَوْ لا أَنْ كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْجَلاءَ)) و اگر نبود حكم و فرمانى بر ايشان كه آواره و دور از ديارشان شوند و نقل از منازلشان نمايند و منتقل از وطنشان شوند.
((لَعَذَّبَهُمْ فِي الدُّنْيا)) هر آينه ايشان را عذاب ميكرد بعذاب بيچارگى و بدبختى يا كشته شدن و اسير گشتن چنانچه با بنى قريظه چنين شد براى آنكه خداى تعالى ميدانست كه بدرستى هر يك از دو امر (كشته شدن و اسيرى يا آواره و در بدر شدن آنان را) در مصلحت يكسان و بى تفاوتند و تقدير او به تبعيد