ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٨٦ - آمدن زنان قريش و مكه براى بيعت با پيامبر
پيمان و عهد بگيرد از آنها بآنچه كه صلاح ايشانست از شأن ايشان در دين و نفوس و همسرانشان و اين در صدر اسلام بود، و براى اينكه شكافى به سبب آنها پيدا نشود وقتى كه احكام تشريع شد، پس پيامبر ٦ با آنها بيعت كرد براى قطع بر اين مطلب، سپس خداوند سبحان مؤمنين را خطاب فرمود و گفت:
((يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ)) اى كسانى كه ايمان آوردهايد دوست نگيريد قومى را كه خدا بر آنها غضب فرمود، يعنى يهوديها را دوست خود نگيريد:
و دو مقاتل گويند: اين براى آن بود كه جماعتى از بينوايان و مستمندان مسلمين به يهوديها اخبار مسلمين را ميرسانيدند و گزارش ميدادند تا شايد از ميوهجات آنها بهرهمند شوند، پس خداوند نهى از اين فرمود.
و بعضى گويند: اراده نموده تمام كفّار را يعنى كافرى از كفّار را دوست، خود نگيريد سپس توصيف نمود كفّار را و گفت:
((قَدْ يَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ)) بتحقيق كه نوميد شدند از ثواب آخرت.
((كَما يَئِسَ الْكُفَّارُ مِنْ أَصْحابِ الْقُبُورِ)) مجاهد و سعيد بن جبير گويند:
چنان كه يهود مأيوس شدند به تكذيبشان حضرت محمّد ٦ را و حال آنكه ايشان ميدانستند صدق او را و اينكه او پيامبر است، حقّا كه مأيوس شدند از اينكه در آخرت برايشان حظ و خيرى باشد چنان كه نوميد شدند كفّارى كه مردند و در گورها گرديدند از اينكه بر ايشان در آخرت نصيبى باشد زيرا كه ايشان جدّا يقين كردند بعذاب خدا.
حسن گويد: چنانچه كفّار عرب مأيوس شدند از اينكه اهل قبور و گورستان