ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٦٤ - تفسير
حسن گويد: و البتّه اين مطلب در موقع مردن پدرش برايش معلوم شد و اگر اين را استثناء نكرده بود هر آينه گمان ميشد كه استغفار براى كفّار مطلقا جايز است از غير وعده دادن بايمان از ايشان، پس منع شدند از اينكه اقتداء باو كنند در اين مطلب خصوصى.
(از مجاهد و قتاده و ابن زيد) حسن و جبائى گويند: آذر با ابراهيم نفاق مى كرد و باو نشان ميداد كه مسلمانست و وعده ميداد كه اظهار اسلام ميكرد، تا اينكه استغفار براى او كند، سپس گفت:
((وَ ما أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ)) و من مالك نيستم براى تو از خدا چيزى را، هر گاه اراده كند عقاب تو را و ممكن نيست براى من رفع عذاب از تو.
((رَبَّنا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا)) پروردگارا بر تو توكل نموديم يعنى و آنها چنين مى گويند( (وَ إِلَيْكَ أَنَبْنا)) يعنى بسوى طاعت تو بازگشت نموديم( (وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ)) يعنى بازگشت بسوى حكم تو است، و اين حكايت براى گفته ابراهيم و خويشانش است و احتمال دارد كه تعليم براى بندگان خدا باشد كه اين را بگويند و كارهاى ايشان را بخدا واگذار كنند و بسبب توبه بسوى او برگردند.