ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٦٣ - تفسير
ابن زيد گويد: آنهايى كه با او بودند از پيامبران.
((إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ)) وقتى كه بخويشان كفارشان گفتند:( (إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ)) ما بيزاران از شمائيم و شما را دوست نداريم.
((وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ)) و نيز بيزاريم از آنچه كه ميپرستيد از غير خدا يعنى و بيزاريم از بتهايى كه مپرستيد، و ممكنست كه (ما) مصدريّه باشد پس معنى چنين است و از عبادت شما بتها را.
((كَفَرْنا بِكُمْ)) كافر شديم بشما، يعنى ميگويند بايشان كه ما انكار كرديم دين شما را و انكار كرديم معبود شما را.
((وَ بَدا بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً)) و ظاهر شد بين ما و بين شما دشمنى و خصومت هميشگى، پس ميان ما موالاتى در دين نميباشد.
((حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ)) تا اينكه ايمان آوريد بخداى يكتا، يعنى پس تصديق كنيد وحدانيّت و يكتايى خدا و اخلاص توحيد و عبادت را براى او.
فراء گويد: خداى تعالى ميفرمايد اى حاطب تأسّى و اقتداء بابراهيم «ع» و خويشان او كن و تبرى و بيزارى بجواز ايشان، چنان كه او بيزارى نمود از ايشان، يعنى: از خويشان كافرش.
((إِلَّا قَوْلَ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ)) يعنى اقتداء و تقليد بابراهيم كن در هر موردى مگر در اين قول، پس پيروى از او نكن در اين قول زيرا كه آن حضرت ٧ البتّه استغفار كرد براى پدرش از ميعادى كه او را وعده داده بود كه ايمان آورد، پس چون براى او روشن شد كه دشمن خدا است تبرى كرد از او[١].
[١]- در جاى خود ثابت شده كه آذر عموى ابراهيم ٧ بود نه پدرش( زيرا كه نميشود پدر پيامبرى چون حضرت ابراهيم ٧ مشرك و كافر باشد چون پدر آن حضرت از پدران پيامبر ما ٦ است كه خدا درباره او فرمود:( وَ تَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ) و گردانيد تو را در اصلاب پدران مؤمن و سجده كننده و در زيارت آن حضرت هم ميخوانيم اشهد انّك كنت نورا فى الاصلاب الشامخه و الارحام المطهّره، گواهى ميدهم كه نورى در صلبهاى پاك و بلند و رحمهاى طاهره و پاكيزه بودى، خلاصه اطلاق پدر به آذر عموى حضرت ابراهيم خليل ٧ مجاز است نه حقيقت، چون كه پدر واقعى او تارخ بود نه آذر ...
( مترجم)