ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٩ - تفسير آيات
قرائت شود و تيسير چيز، تسهيل و آسان بودن آنست بچيزى كه در آن زحمت زيادى بر نفس نيست، پس كسى كه براى او راه فراگرفتن علم سهل و آسان باشد پس او شايسته است كه حفظ و نصيب بسيار از علم بر گيرد براى اينكه سهولت بزرگترين داعى براى علم است و سهولت قرآن براى ياد بودن و سبكى آنست بر خاطر به خوش بيانى و ظهور و دليل و برهان در حكمتهاى عالى و معانى صحيحه چنانى كه مورد وثوق و اعتماد مر آوردن آنست از طرف خداى تعالى و البتّه ذكر گرديده از جهت چيزى كه بسوى آن دعوت شده و تأكيد بر آن گرديده براى آنكه آن راه فراگرفتن علم است زيرا غفلت از چيز يا از دليل آن ممكن نيست كه آن را در حال سهو و غفلت بدادند، پس هر گاه دلائل را بر او تذكّر داد و راهى را كه مؤدى بآن ميشود نشان داد متعرّض بر علم او ميشود، از جهتى كه براى او سزاوار است.
((فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ)) يعنى: پند گيرنده و عبرت گيرنده هست كه نظر در آن نمايد، آن گاه خداوند سبحان فرمايد:
((كَذَّبَتْ عادٌ)) يعنى به پيامبرى كه آن را خدا بسوى ايشان مبعوث نمود و آن حضرت هود ٧ بود، پس مستحق هلاك شدند و خدا آنها را هلاك نمود.
((فَكَيْفَ كانَ عَذابِي)) پس چطور بود عذاب من مر ايشان را (و نذر) يعنى و انذار من ايشان را سپس بيان نمود چگونگى هلاك ايشان را، پس گفت:
((إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً)) ابن زيد گويد: يعنى بادى كه بسيار وزش آن تند بود؟
ابن عباس گويد: يعنى سرد بود الصر بمعناى سرد است.