ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٨٣ - شأن نزول
است، و قول (انشزوا) يعنى (قوموا) و انتشز بلندى از زمين است.
شاعر گويد:
|
ترى الثعلب الحولىّ فيها كانّه |
اذا ما علا نشزا خصان مجلّل |
|
مىبينى روباه يك ساله را در آن كه گويا وقتى بزمين بلندى بالا ميرود اسب نريست كه بر او جل انداخته باشند، و از آنست نشوز زن بر شوهرش، و ينشز و ينشز مثل يعكف و يعكف و يعرش و يعرش.
لغت:
التفسح: توسعه دادن در مكانست، تفسح و توسع بيك معناست، و فسح له فى المجلس جا واكرد براى او در مجلس يفسح فسحا و مكان فسيح جاى- وسيع است و در صفت پيامبر ٦ آمده كه ما بين دو بازويش فسيح بود، يعنى:
دور بود ما بين آنها براى وسعت پشتش.
الاشفاق: بمعناى خوف و رقّت قلب است.
النشوز: بالا رفتن از جايى برفتن از آنست.
شأن نزول:
قتاده گويد: اصحاب پيغمبر ٦ در مجلس آن حضرت با هم رقابت ميكردند و چون ميديدند كسى نزد آنها ميآيد خدمت رسول خدا ٦ خود دارى ميكردند از جا دادن بآن، پس خدا فرمان داد كه جا واكنيد بعضى براى بعض ديگر هر دو مقاتل گفتهاند: كه رسول خدا ٦ در صفه در مكان تنگى نشسته بود و آن روز جمعه بود و پيغمبر ٦ مهاجرين و انصار اهل بدر را اكرام مىنمود پس گروهى از اهل بدر آمدند كه در ميان آنها ثابت بن قيس بن شماس بود (و قبلا عدّهاى مبادرت كرده بودند و در مجلس جفت هم نشسته بودند)، پس