ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٦١ - لغت
فتح ياء و تشديد ظاء قرائت كرده و از بعضى از ايشان (ما هن امّهاتهم) به رفع تاء خواندهاند.
دليل اين قرءات:
ابو على گويد: ظاهر من امرأته و ظهّر مانند ضاعف و ضعف است، و تاء داخل بر هر يك از آن دو شده، پس تظاهر و تظهّر ميگردد و حرف مضارع هم داخل شده يتظاهر و يتظهّر ميشود سپس تا در ظاء ادغام ميشود براى نزديك بودن آنها بهم از جهت مخرج، پس بظاهر و يظهّر بفتح يائى كه آن حرف- مضارع است براى آنكه آن براى مطاوعه و پذيرفتن است، چنانچه فتحه ميدهى آن را در يتدحرج چنانى كه آن مطاوع دحرجته فتدحرج است و دليل رفع در قول او( (ما هُنَّ أُمَّهاتِهِمْ)) بدرستى كه لغت بنى تميم است سيبويه گويد: و آن نزديكترين دو وجه است بقاعده و اين جهتش اينست كه نفى مانند استفهام است، پس هم چنان كه استفهام كلام را از آنچه بر آنست در واجب تغيير نميدهد شايسته است كه نفى هم آن را تغيير ندهد از آنچه بر آنست در واجب و دليل نصب اينست كه آن لغت اهل حجاز و لغت ايشان را گرفتن بهتر است، و بر آن لغت هم آمده ما هذا بشرا.
لغت:
الاشتكاء: اظهار كردن مصائبى است كه بانسان رسيده از مكروهات و دردها و شكايت اظهار صدماتيست كه غير او باو وارد نموده از بديها.
التحاور: تراجع و آن محاوره و نزاع در سخن است گفته ميشود حاوره محاورة يعنى راجعه الكلام و تحاورا سخن را برگردانيد و گفتگو كردند، عنتره گويد:
|
لو كان يدرى ما المحاورة اشتكى |
و لكان لو علم الكلام تكلّمى |
|