ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢١١ - دليل اين قرءات
ميگويد:
|
فيا مىّ هل يجزى بكايى بمثله |
مرارا و انفاسى اليك الزّوافر |
|
پس اى ميّه آيا براى اين گريههاى مداوم من پاداشى هست و حال آنكه نالههاى من بسوى تو بلند است.
|
و انّى متى اشرف على الجانب الذى |
به انت من بين الجوانب ناظر |
|
و براستى كه من هر وقت نگاه ميكنم بر سمتى كه تو در آن طرف هستى از طرفهاى ديگر صرف نظر ميكنم، پس اگر نظر ديدن و رؤيت باشد مطالبه پاداش بر آن نشود براى آنكه محبّ و عاشق چيزى را جز ديدن جمال و چهره محبوبش اختيار نكند[١] بلكه فقط ديدار خواسته و آرزو ميكند و بر اين دلالت ميكند گفته شاعر ديگر:
|
و نظرة ذى شجن وامق |
اذا ما الركائب جاوزن ميلا |
|
و نظر كردن عاشقى بمعشوقهاش وقتى كه مسافرين يك ميل راه بگذرند و امّا قول خداى تعالى( (وَ لا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ)) پس معنا اينست كه رحمت حق بايشان نميرسد و گاهى مىگويى نظر الىّ فلان فلانى بمن نگاهى كرد يعنى چيزى بمن رسانيد و ميگويد گوينده اى انظر الىّ نظر اللَّه اليك بمن نگاه كن خدا بتو نظر كند قصد ميكند كه بمن خيرى برسان تا خدا بتو خيرى برساند، و نظرت فعلى است كه استعمال ميشود و آنچه از آن صرف ميشود بر چند قسم است:
١- اينكه اراده كنى بآن نظرت الى الشيء كه حرف جار حذف شود و فعل ايصال بمفعول شود و از اينست آنچه ابو الحسن انشاد كرده:
|
ظاهرات الجمال و الحسن ينظرن |
كما ينظر الاراك الظباء |
|
[١]
|
بهشت سالكان حورانست و غلمان |
بهشت عاشقان ديدار يار است |
|