ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٧٨ - شرح لغات
او را تربيت نمودم تا آنكه بزرگ شد و توانا گشت پس پاداشم اين بود كه به عصاى او مضروب شوم يعنى بدل پاداش مرا با عصا داد كه بر بدنم زد، و امّا قول او فلا اقسم پس تقدير آن اينست (لانا اقسم) و آن فعل حال است كه دلالت ميكند بر اينكه تمام قسمهايى كه در قرآنست البتّه آن بنا بر حاضر حال است نه اينكه وعده قسمها باشد مثل قول خدا( (وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ)،( وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها)) و براى اين حمل شده (لا) بر لاء زائده در قول او فلا اقسم بمواقع النجوم و مثل آن( (لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ)) بلى و اگر اراده شود بآن فعل مستقبل هر آينه در آن نون لازم شود پس گفته ميشود (لاقسمن).
شرح لغات:
القسم: جملهاى از كلام است كه بآن خبر تأكيد ميشود بچيزى كه در قسم صواب قرار ميدهد نه در خطاء و اشتباه.
العظيم: آنست كه اندازه و مقدار غير آن از آنچه آن ميباشد قاصر و كوتاه باشد و آن دو قسم است (١) بزرگى شخص (٢) بزرگى شأن و مقام.
الكريم: آنست كه از شأن و مقام او است كه ميبخشد خير فراوان را پس چون از شأن قرآن اينست كه خير بسيار ميدهد بدليلهايى كه بسوى حق هدايت مى كند كريم است، بنا بر حقيقت معناى كريم نه بنا بر تشبيه بطريق مجاز و كريم در صفات خداى تعالى از صفات ذاتى چنانيست كه جايز است كه گفته شود در باره آن صفت از لا كريم بوده و ابدا هم كريم است براى آنكه حقيقت ذات لاحدى او ايجاب ميكند اين را از جهت اينكه كردم او آن كسيست كه اعطاء ميكند خير بسيار را پس چون قادر و تواناى بر كرم چنانيست كه نميتواند منع كنندهاى او را منع كند از عطا و خير فراوان و صحيح است كه گفته شود او پيوسته كريم بوده است.