فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥ - پيوند اعضاى مردگان مغزى محمدمهدى آصفى
اين مسأله از نظر سلب و ايجاب بسته به تعيين نقطه پايانى حيات است. اگر مرگ انسان را از كار افتادن مغز بدانيم با برداشتن عضو جايز خواهد بود و اگر مرگ را از كار افتادن قلب بدانيم، برداشتن عضو جايز نخواهد بود.
و در اين مقاله، پاسخ اساسى اين پرسش را روشن خواهيم كرد و در كنار آن مسائل ديگر مربوط به بحث را مطرح مىكنيم.
ايرادات فقهى درباره پيوند اعضا
١. آيا بر انسان واجب است به بيمارى كه اعضاى داخلى ـ مانند قلب، كبد و ريه ـ يا اعضاى ظاهرىاش از كار افتاده، به واسطه در اختيار قرار دادن اعضاى خود، كمك برساند، با قطع نظر از اين كه مقتضاى حكم اضرار به نفس چه باشد؟
مثلا آيا به انسانى كه مىتواند يك كليه خود را اهدا كند، واجب است يك كليه خود را در اختيار بيمارى كه هر دو كليه خود را از دست داده، قرار دهد؟
٢. به فرض كه واجب باشد به واسطه جلوگيرى از ضرر يا برطرف كردن آن، جان ديگران را نجات دهيم، آيا در صورت وارد شدن ضرر به خود نجات دهنده، اين حكم برداشته نمىشود؟ مثل اهداى يك كليه به بيمارى كه هر دو كليه خود را از دست داده، كه به يقين ا هدا كننده متضرر مىشود؛ چون در اين فرض حكم پيشين يعنى وجوب نجات مريض حكمى ضررى است و متضرّر شدن نجات دهنده را در پى دارد و طبق قاعده «لاضرر» حكم وجوب نجات، برداشته مىشود و چه راه حلّ فقهى وجود دارد كه به رغم متضرّر شدن اهدا كننده عضو، همچنان نجات جان بيمار واجب باشد؟
٣. به فرض كه وجوب دفع ضرر از ديگران همچنان باقى باشد و حديث «لاضرر» آن را بر ندارد، بين وجوب نجات ديگرى از ضرر و حرمت ضرر زدن به خود، تزاحم پيدا مىشود؛ زيرا بيمار از بيمارى وقتى نجات مىيابد كه اهدا كننده، برخى اعضاى خود را به او اهدا كند و در اين صورت وجوب نجات ديگرى با حرمت ضرر زدن به خود، اجتماع مىكنند، در حالى كه براى مكلّف جمع بين اين دو ممكن نيست (مكلف نمىتواند در آنِ