فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٣ - پيوند اعضاى مردگان مغزى محمدمهدى آصفى
پزشكان جراح مىتوانند با موفقيت عضو بيمار مبتلا به مرگ مغزى را به بدن بيمار منتقل كنند، ليكن جواز شرعى اين عمل جراحى متوقف بر اين است كه ثابت شود بيمار مبتلا به مرگ مغزى، مرده است. اما اگر از نظر شرعى مرگ بيمار ثابت نشود، نقل اعضاى حياتى بيمار، مانند قلب او، به بيمار زنده جايز نخواهد بود و اين مسأله داخل در صورت سوم مىشود يعنى جايى كه نقل عضو به بيمار، موجب مرگ اهدا كننده مىشود، مانند اجازه دادن نقل قلب از انسان زنده، كه قطعاً جايز نيست؛ زيرا منجر به مرگ اهدا كننده مىشود و اين صورت اگر چه باعث بخشيدن حيات مجدد به بيمار در آستانه مرگ است ولى در عين حال جايز نيست.
بنابراين، مشروعيّت نقل اعضاى حياتى از بدن بيماران مبتلا به مرگ مغزى براى پيوند به بدن بيمار، متوقّف بر آن است كه از نظر شرعى ثابت شود كه مرگ مغزى، يك نوع مرگ حقيقى است، و اگر از نظر شرعى تحقق مرگ ثابت نشود، نقل اعضاى حياتى مرده مغزى به بيماران زنده، جايز نخواهد بود؛ زيرا قدر متيقن از مرگ، همان توقف قلب است و در غير اين صورت استصحاب حيات، مقتضى حكم به بقاى حيات است، پس بر حالتهاى مرگ مغزى، احكام شرعى مربوط به مرگ، مترتّب نمىشود.
ما در اين نوشته بررسى مىكنيم كه آيا نقطه پايان توقف قلب است يا توقف مغز كه مسائل مهم و فراوان فقهى، متوقف بر پاسخ به اين مسأله است.
دليل ثبوت مرگ حقيقى با مرگ مغزى و جواز نقل اعضا
از جمله اين موارد، موردى است كه ما اين جا از آن بحث مىكنيم، يعنى اين كه آيا برداشتن اعضاى حياتى مثل قلب يا كبد و پيوند آن به بدن بيمارى كه مرگ او را تهديد مىكند جايز است يا خير؟