فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٠ - حجيت علم قاضى آيت اللّه محمد مؤمن قمى
حجت است ـ قضاوت نمايد و فصل خصومت كند، لازم نمىآيد كه ديگران نيز بتوانند براساس علمشان كه هيچ حجتى براى غير خودشان ندارد ـ قضاوت كنند. افزون بر اين كه اين امكان وجوددارد كه بگوييم عمل امام به انگيزه فصل خصومت و قضاوت نبوده بلكه ممكن است فعل امام به عنوان ترتيب اثر بخشيدن به واقعيتى كه حجت و دليلى بر آن وجود دارد، انجام گرفته باشد و پرواضح است كه هر ترتيب اثر دادنى براساس و بر پايه وجود حجت و دليل، تا زمانى كه قصد و انگيزه داورى و فصل خصومت در ميان نباشد، حكم نيست. (٧٦)
ضعف مطلب فوق اين است كه پيامبر(ص) دو بار اين نكته را كه حكم على(ع) حكم خدا است. مورد تأكيد قرار داد: يك بار قبل از قضاوت و بار ديگر بعد از آن. از سوى ديگر پيامبر(ص) در توجيه و ارشاد آن فرد قريشى نيز فرمود كه اين حكم، حكم خدا بوده است؛ يعنى بايد هر حاكمى چنين حكم كند چنان كه على(ع) نيز در توجيه عمل خود دلايلى آورد كه اين دلايل خود موجب حصول علم براى خود وى و ديگر مؤمنان خواهد شد و حاصل آن اين است: از آن جا كه رسول خدا صادق و راستگو است پس به صحت ادعاى وى علم حاصل مىشود پرواضح است كه در حصول چنين علمى بين امام و ديگر مؤمنان تفاوتى نيست.
نتيجه حديث مذكور به صراحت دلالت دارد بر اين كه حكم، حكم خدا بوده كه على(ع) براساس ان داورى كرده است. نه صرف ترتيب اثر بخشيدن به واقعيتى كه حجت و دليلى بر آن وجود دارد. پس آن حكم، حكمى بوده كه توسط حاكم و قاضى معصوم صادر شده است و غير امام نيز بايد از امام معصوم پيروى كند، چنان كه رسول خدا(ص) به همين مطلب اشاره فرمود.
روايت سوم
در صحيحه سليمان بن خالد است كه وى از امام صادق(ع) نقل مىكند:
در كتاب على(ع) آمده است: يكى از پيامبران [از مشكل خود در حل
(٧٦) شرح التبصره، محقق عرافى، كتاب القضاء، ص ٤١ ـ ٤٠.