زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٩ - سرانجام اطاعت از شيطان
آن هنگام كه ابليس چنين گستاخى كرد، از سرانجام كار مطمئن نبود و به سبب نداشتن علم غيب، تير به تاريكى انداخت. او با عصبانيتْ مصمّم بود همگان را گمراه كند و با صراحتْ اين تصميم خود را اعلام كرد. متأسفانه برخى انسانها به گمان وى جامه عمل پوشانيدند. خداى تعالى از تحقق اين گمان اين چنين ياد مىفرمايد:
وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلاّ فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ.[١]
اينان چه كسانى هستند؟ كسانىاند كه امام(عليه السلام) با به كارگيرى تعابير زيباى ادبى، علت بيچارگى آنان را تعصب و حميت احمقانه، و سوار بودنشان بر مركب تكبر و نادانى معرفى فرمودند.
سرانجام اطاعت از شيطان
حَتَّى إِذَا انْقَادَتْ لَهُ الْجَامِحَةُ[٢] مِنْكُمْ، وَاسْتَحْكَمَتِ الطَّمَاعِيَّةُ مِنْهُ فِيكُمْ، فَنَجَمَتِ[٣] الْحَالُ مِنَ السِّرِّ الْخَفِيِّ إِلَى الاَْمْرِ الْجَلِيِّ اسْتَفْحَلَ[٤] سُلْطَانُهُ عَلَيْكُمْ، وَدَلَفَ[٥] بِجُنُودِهِ نَحْوَكُمْ، فَأَقْحَمُوكُمْ[٦] وَلَجَاتِ[٧] الذُّلِّ، وَأَحَلُّوكُمْ وَرَطَاتِ الْقَتْلِ؛ تا بدانجا كه سركشان شما (كسانى كه در
[١] سبأ (٣٤)، ٢٠. [٢] كشتى يا اسب و هرچه را كه خارج از كنترل حركت كند و نتوان آن را رام كرد، «جامح» گويند. العين، ج ٣، ص ٨٨. [٣] نجمت: ظاهر شد، منهاج البراعه، ج ١١، ص ٢٨٩. [٤] استفحل الامر: يعنى عظمت يافت، بزرگ شد. الصحاح، ج ٥، ص ١٧٩٠ و ٢٠٠٣. [٥] «دلفت الكتيبة الى الكتيبة في الحرب اى تقدمت؛ در جنگ، لشكرى به لشكر ديگر روى آورد». لسان العرب، ج ٤، ص ٣٩٠. [٦] اقتحام، با شدّت و نيرو وارد چيزى شدن؛ قُمحه: مهلكه. مجمع البحرين، ج ٦، ص ١٣٤. [٧] ولجات، همچون وَلَج، و اولاج، جمع الوَلَجَة، به معناى غارى است كه كوهپيمايان از باران و مانند آن، به آنجا پناه مىبرند. صحاح، ج ١، ص ٣٤٧.