زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٩ - هشدار
خواهد بود و حرام آن حضرت هم، تا آن روز محكوم به حرمت خواهد بود (و كسى را حق دخالت در حلال و حرام الاهى نمىباشد).
اين امور بازى كردن با دين است، و بازى بس خطرناكى است؛ چرا كه موضعگيرى در برابر آنان كه آشكارا به ستيز با راه خدا برمىآيند و صريحاً دينناباورى خود را ابراز مىدارند، روشن است؛ ولى كسانى كه از درون جامعه اسلامى و به نام نجات دين از واپسگرايى، اساس آن را مورد تهاجم قرار مىدهند، براى همگان قابل شناسايى نيستند و سبب گمراهى افراد زيادى خواهند شد. اگر بنا باشد معارف دين هر روز بر اساس سليقههاى مختلف دستخوش دگرگونى شود، چيزى باقى نخواهد ماند[١]و به حق بايد گفت: «فَعَلَى الإسْلامِ السَّلام»؛[٢] چرا كه اولا محدوده ديد ما،
[١] از امام سجاد(عليه السلام) نقل شده است: «إنّ دينَ الله لا يُصابُ بِالْعُقولِ النّاقِصَةِ وَالاْراءِ الباطِلَةِ والمَقاييسِ الفاسِدَةِ وَلا يُصابُ إلاّ بِالتَّسليمِ، فَمَنْ سَلَّمَ لَنا سَلِمَ وَمَنِ اهْتَدى بِنا هُدِيَ...؛ همانا دين خدا با عقلهاى ناقص و ديدگاههاى باطل و معيارهاى سنجش محكوم به تباهى، قابل دستيابى نيست و فقط با گردن نهادن (و دورى از تكبر) قابل نيل است. پس هركه ما (خاندان وحى) را پذيرفت و تسليم شد، به سلامت خواهد بود و هركه به وسيله ما هدايت پذيرفت (به سرمنزل مقصود) راه خواهد يافت». بحارالانوار، ج ٢، ص ٣٠٣، حديث ٤١، از كمالالدين.
همچنين گفتوگوهاى متعددى بين ائمه(عليهم السلام) و محدثان عالىمقام در اين باب قابل توجه است. براى نمونه مىتوان به پرسش ابان بن تغلب در مورد ديه بريدن انگشت اشاره كرد. همان، ج ١٠٤، ص ٤٠٥، حديث ٥، از محاسن برقى.
[٢] مقصود اين است كه در چنين حالتى، اسلامى باقى نخواهد ماند. اين جمله در احاديث نيز ديده مىشود؛ مثلا از امام حسين(عليه السلام) در مورد عدم صلاحيت يزيد چنين نقل شده: «وَعَلَى الاِْسلامِ السَّلامُ إذْ قَدْ بُلِيَتِ الاُْمَّةُ بِراع مِثلِ يَزِيد؛ اگر امت اسلام به چوپان (و مديرى) همچون يزيد گرفتار آمد، بايد با اسلام وداع كرد (و به تعبير ديگر فاتحه اسلام را بايد خواند؛ يعنى در حقيقت اسلامى باقى نخواهد ماند). بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٣٣٦.