زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٣ - هشدار
در جاى ديگر ناتوانى پيشين و وحشت آنها را با آسودگى خاطر و رفاه كنونىشان مقايسه كرده و مىفرمايد:
وَاذْكُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِيلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِي الأَْرْضِ تَخافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ[١] النّاسُ فَآواكُمْ وَأَيَّدَكُمْ بِنَصْرِهِ وَرَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ؛[٢] به ياد آوريد آن هنگام كه عدهاى اندك و تحت ستم[٣]در روى زمين بوديد، به نحوى كه (هر لحظه) ترس آن داشتيد كه مردمانِ (بىدين) شما را (كه چادرنشينانى خانه بدوش و بىپناه بوديد، همچون باز شكارى كه گنجشك ناتوانى را ناگهان از زمين برمىدارد)، بربايند. پس خداوند پناهتان داد و به يارى خود كمكتان نمود و از (چيزهاى) پاكيزه روزىتان داده باشد كه شما نيز سپاسگزارى نماييد (و از اين نعمت فقط در مسير رضاى او بهره بگيريد).
هشدار
امام(عليه السلام) همدلى به دست آمده از «ايمان آحاد مردم تحت رهبرى رهبر الاهى» را به دژ مستحكمى تشبيه فرمودند كه برج و باروى آن، و كنترل تردد افراد از در قلعه، تا آن هنگام معقول به نظر مىرسد كه ديوارهاى آن پاى برجا باشد؛ ولى اگر هر قسمت از حصار اطراف قلعه دچار رخنه و آسيب شود؛ زير نظر گرفتن مدخل آن سودى نخواهد داشت؛ چرا كه دشمن از همان نقاط ضعف بهره برده و به درون نفوذ خواهد كرد.
[١] تخطّف، (از ماده خطف)، به معناى «گرفتن به سرعت» است. مجمع البيان، ج ٣ و ٤، ص ٨٢٢. [٢] انفال (٨)، ٢٦. [٣] مراد از استضعاف، به ضعف كشيده شدنِ افرادى به دست گردنكشان، يا ضعيف شمردن و تحقير آنهاست. در هر صورت تحت ستم بودن، لازمه آن است.