زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣٠ - به درون خود بنگريم
يارى رسانده يا بيماردلانى را كه در انتظار شنيدن چنين نغمههاى ناموزون از چهرههاى معروف هستند، برانگيخته و در آن هنگام به خود آيد و اخلاص خويش را در گامهاى نخستين راه و سپس حيلهگرىهاى بعدى خود را مقايسه كند كه هيچ راه گريزى در پيش روى خود نبيند.[١]پروردگارا! همه ما را از همه شرور و آفات به نيكوترين وجه حفظ فرما.
آرى، سنت «إضلال»[٢] پروردگار كه همان «سلب توفيق» در اثر عملكرد نامناسب انسان است، در اثر «تكبر و خودبرتربينى» دامنگير بشر مىشود و اصولا راه فهم بر وى بسته مىگردد:
سَأَصْرِفُ عَنْ آياتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الأَْرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَة لا يُؤْمِنُوا بِها وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلاً وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلاً ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَكانُوا عَنْها غافِلِينَ؛[٣] به زودى آنان را كه به ناحق در زمين تكبر مىورزند، از (ايمان به) آيات و نشانههايم منصرف مىسازم و (در اين صورت است كه) هر آنچه از آيات ببينند، به آن اعتقاد ننمايند، و مسير صلاح و هدايت را به عنوان راه خود برنخواهند گزيد و راه گمراهى را انتخاب خواهند كرد. اين (كژانديشى و حقستيزىشان) به آن دليل است كه آيات ما را تكذيب نموده و از آن غفلت ورزيدند.
فردى كه در شرايط عادى اظهار شك را نه خود مىپسنديد و نه مورد پسند مخاطبانش واقع مىشد، هنگامى كه پاى بحثهاى معرفتشناسى به ميان مىآيد ـ به ويژه اگر انگيزههاى سياسى هم در كار باشد ـ با
[١] «يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْس ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْر مُحْضَراً وَما عَمِلَتْ مِنْ سُوء تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَبَيْنَهُ أَمَداً بَعِيداً وَيُحَذِّرُكُمُ اللهُ نَفْسَهُ وَاللهُ رَؤُفٌ بِالْعِباد». آلعمران (٣)، ٣٠. [٢] مانند: «... وَمَنْ يُضْلِلِ اللهُ فَما لَهُ مِنْ هاد». رعد (١٣)، ٣٣. [٣] اعراف (٧)، ١٤٦.