زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣٣ - به درون خود بنگريم
آنچه از رفتار وى مشهود است، حالتى است كه خداىتعالى در آيهاى مشابه آيه فوق، از آن به «اصرار» تعبير فرموده است:
يَسْمَعُ آياتِ اللهِ تُتْلى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِراً كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها فَبَشِّرْهُ بِعَذاب أَلِيم؛[١] آيات الاهى را كه بر او تلاوت مىشود، مىشنود (ولى) پس از آن با تكبر (بر حقستيزى خود) اصرار ورزيده و آنها را نشنيده مىگيرد، پس وى را به عذابى دردناك بشارت ده.
خداوند عقل را براى يافتن راه كمال و پيمودن آن به انسان ارزانى داشته است و براى ناسپاسانِ اين نعمت بىبديل، پليدى و «رجس» را مقرّر كرده و فرموده است: «...وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يَعْقِلُون».[٢]
و يا تعبير «پرده افكندن» را به كار برده و فرموده است:
خَتَمَ اللهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَعَلى سَمْعِهِمْ وَعَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَلَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ؛[٣] بر قلبها و گوشهاى (دل)شان مهر نهاد، و بر چشمانشان پردهاى (مانع از درك حق) است و عذاب بزرگى برايشان (مهيا) است.
آرى اين پسگردنى حقتعالى است. كسى كه از واقعيت فقر و نياز خويش غفلت كند و از نعمت ادراك و چشم و گوش توشه نگيرد[٤] و استكبار را به اينجا رساند كه دعوى باطل «أَنَا رَبُّكُمُ الأَْعْلى»[٥] سر دهد، در سراشيب پرخطرى خواهد افتاد كه هرگز توان تسلط بر خويشتن خويش را باز نخواهد يافت و سرانجام نغمه خفّتبار او كه: «آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ الَّذِي آمَنَتْ
[١] جاثيه (٤٥)، ٨. [٢] يونس (١٠)، ١٠٠. [٣] بقره (٢)، ٧؛ يگانه مورد مشابه آن را در جاثيه (٤٥)، ٢٣ مىتوان ملاحظه كرد. [٤] اعراف (٧)، ١٧٩. [٥] نازعات (٧٩)، ٢٤.