زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٧ - مناسبت خطبه
ممكن است از مراتب ضعيف آن چشمپوشى شود؛ ولى اگر به حدى رسيد كه مفاسدى را به بار آورد، آن هنگام متوجه خواهيم شد كه باد خطرناكى در دماغ ما بوده است. اين باد، شيطانى است و كسانى كه چنين باشند، در واقع به جنگ خدا رفتهاند و مشمول لعن و نفرين الاهى قرار مىگيرند.
خلاصه آنكه: محور بحث، «اختصاص عزت و بزرگى به خداى تعالى» است و اينكه ديگران حق چنين ادعايى را ندارند.
«وَاخْتَارَهُمَا لِنَفْسِهِ دُونَ خَلْقِهِ؛ خداوند اين عزت و كبريايى را براى خويش برگزيد و براى خلق خود سهمى قائل نشد».
البته منافاتى با «تُعِزُّ مَنْ تَشاء» ندارد؛ چون اين عزّت، اعطايى است نه در عرْض عزّت خداى تعالى.
«وَجَعَلَهُمَا حِمًى[١] وَحَرَماً[٢] عَلَى غَيْرِه». خداوند اين دو را قُرقگاه و خط قرمز قرار داده و به هيچ كس اجازه عبور از آن را نداده است؛ بنابراين ورود در چنين حريمى، به معناى جنگ با خداست.
«وَاصْطَفَاهُمَا لِجَلاَلِهِ وَجَعَلَ اللَّعْنَةَ عَلَى مَنْ نَازَعَهُ فِيهِمَا مِنْ عِبَادِهِ». اگر بندهاى به ستيز با خدا برخاسته، چيزى از اينها را براى خود ادعا كند، خداوند او را لعنت مىكند و از رحمت خود به دور مىدارد.
[١] الحَمِى: چراگاه يا خانهاى كه ديگران حق ورود بدان را نداشته باشند، جاى قرق شده، ملك شخصى. الرائد، ج ١، ص ٦٩٨. [٢] الحرم: حريم و ملك شخصى كه از آن دفاع و نگهدارى كند، آنچه شكستن آن نارواست. همان، ص ٦٦٩.