زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٦ - خاستگاه متكبران
حالى كه اگر پاى چنين افراد سستعنصرى در ميان نبود، هيچگاه تكبرى محقق نمىشد؛ چرا كه قوام اين صفت شوم، اظهار بزرگى نسبت به ديگران است. و اگر «ديگرانى» در كار نباشند و همه يك دست باشند، زمينه خودبرتربينى وجود نخواهد داشت.
بنابراين در جامعهاى كه تكبر وجود دارد، مردم دو دسته هستند: دستهاى كه امام(عليه السلام) در اينجا از آنها به «كُبَرا» ياد كرده است و به سبب ارزشهاى موهوم، خود را سر و گردنى از ديگران بالاتر مىپندارند. و دسته ديگر كسانىاند كه متأسفانه به فخرفروشى آنان گردن مىنهند و همواره نمونههاى فراوانى از ايشان به وضوح مشهود بوده و هست؛ از اين رو طرز لباس پوشيدن، اصلاح سر و صورت و حتى راه رفتنها در ميان اقشارى از جوامع ـ به ويژه جوانان ـ بر اساس ژستى كه از فلان ستاره معروف سينما، يا قهرمان فوتبال يا كشتى، و... ديده شده، دستخوش تغييرات فراوان و سريع مىشود، و اين رهروان كوتاهفكر از چنين پيروى غير منطقى و غلط بر خود باليده و به لحاظ رعايت دقيق «مُد» غرق لذت و سرور مىگردند.
خاستگاه متكبران
اينان نوعاً از طبقات مرفّه جامعه هستند، و رفاه و تمكّن بيشتر خود را ملاك برترى بر ديگران مىشمارند. آنان رياست را هم حق خود مىپندارند و در مقابل از بقيه مردم انتظار فرمانبرى و انقياد كامل دارند. امروز هم مىبينيم كه در پيشرفتهترين و متمدنترين اقوام به خيال خودشانـ فقط پول حاكم است و بس؛ از اين رو در انتخابات رياست جمهورى اكثر نقاط جهان، چنين افرادى برنده ميدان هستند.