زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨ - مقدمه نگارنده
دوران پربركت و تاريخساز، و در عين حال سراسر مظلوميت شما را درك نكرديم و در فراز و نشيب پرافتخار و دردآلودى كه در موارد فراوان همچون خطبه شقشقيه[١] ترسيم فرمودهايد، قامت استوارتر از كوهتان را توفيق نظاره نداشتيم؛ اما با نثار درود الاهى به روان پاكِ عزيزْ پاكباختگانِ از جان گذشتهاى كه با اهداى خون قلب خويش و بىاعتنايى به همه جاذبههاى گذرايى كه تمامِ هستى اكثر خاكنشينان را تفسير مىكند، عطر و نور سخن شما برگزيدگان حضرت حق تعالى را به مشام جان و دل آيندگان رساندند، خود را بر سر خوانِ گسترده «نهجالبلاغه» شما همچون ساير مجموعههاى پرارجـ احساس مىكنيم، و جبههسايىِ درگاه خداى تعالى و شكر و سپاس اين نعمت بىبديل را بر خود فرض مىدانيم.
اى پدر مهربان، هنوز طنين جانبخش شما كه «سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي»[٢]، از لابلاى قرنها بىمهرى و كارشكنى دشمنان، و متأسفانه كمتوجهى و غفلت دوستان؛ بذر نشاط و بالندگى، و شور و شوق و اميد به آيندهاى روشن را در دل شيفتگان و دلدادگانتان مىافشاند. چه زيباست پاى سخن ابَرمردى نشستن كه راههاى آسمان را بهتر از زمين
[١] خطبه ٣. [٢] خطبه ٢٣١ مرحوم فيضالاسلام (١٨٩ مرحوم دشتى).